معرفت فلسفی، سال 1405، جلد بیست و سوم، شماره سوم، پیاپی 91، بهار, صفحه‌ها 79-98

    واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهین و تأثیر آن بر فهم دینی (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل)

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ زهرا آبیار / استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران / abyar.z@cfu.ac.ir
    عرفانه محمدزاده حقیقی / استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران / e.mohmadzadeh@cfu.ac.ir
    dor 20.1001.1.17354545.1405.23.3.5.8
    doi 10.22034/marefatfalsafi.2025.5003031
    چکیده: 
    فلسفۀ نقد قدرت حوزۀ جدیدی است که صدرالمتألهین در فلسفۀ اجتماعی فلسفۀ اسلامی گشوده و درنتیجه حوزۀ فلسفۀ سیاسی و اجتماعی را در قلمرو فلسفۀ اسلامی گسترش داده و باعث توسعه نظام حکمت عملی شده است. توجه ملاصدرا به بحران‌های زمانه و کالبدشکافی آنها در دو رساله (کسر اصنام الجاهلیه و سه اصل) با روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون، هدف این پژوهش است. واکاوی این دو رساله نشان داد که جامعۀ مدنی عصر صدرالمتألهین با ابزارهای فنی چون هژمونی فرهنگی (تشبه به مقام خلافت، نبوت، امامت و شیخوخیت، ادعای علو و فضیلت، مقام افتا و ارشاد)، هژمونی اجتماعی (منزلت داشتن و مرجع بودن در میان مردم، بهره‌گیری از محضر مشایخ صوفیه)، هژمونی سیاسی (همراهی با قدرت سیاسی)، هژمونی مذهبی (تقدس عرفا و تقلید از اعمال و رفتار عرفا، ادعای کرامات و طامات) و اقتصادی (بهره‌گیری از مال و ثروت و تلاش برای کسب آن) شیوه‌های تفکری را ایجاد می‌کند که منجر به تفسیر تخدیری از دین شده و با پیامدهایی (تشدید جاهلیت مقدس، ظاهرگرایی، فروکاستی دین به فقه) ازجمله مصائب وارده بر اهل‌بیت(ع) همراه بوده که این پیامدها در پرتو الگوی مطرح‌شده (معرفت و تهذیب نفس، شریعت‌مداری، پیشواگرایی و عمل به شریعت) و آگاهی‌‌دهی طبقه نخبه (عارفان واقعی) نسبت به وضعیت موجود پایان می‌یابد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    An Inquiry into the Sources of Power in the Social Philosophy of Mulla Sadra and its Impact on Religious Understanding (A Case Study of ‘Kasr al-Asnam al-Jahiliyya’ and Risalah al-Thalathat al-Usul)
    Abstract: 
    The philosophy of critiquing power represents a novel domain pioneered by Mulla Sadra within Islamic social philosophy. By doing so, he has expanded the scope of political and social philosophy within the Islamic philosophical tradition, thereby promoting the development of the practical wisdom (hikmat-i 'amali) system. This paper aims to conduct a qualitative study using a content analysis approach to examine the dissection of contemporary crises by Mulla Sadra in his two treatises: ‘Kasr al-Asnam al-Jahiliyya’ (Breaking Down the Idols of Ignorance Era) and ‘Risalah al-Thalathat al-Usul’ (The Treatise of Three Principles). A study of the two treatises reveals that the civil society of Mulla Sadra’s era constructs ideological frameworks through technical means i.e. various forms of hegemony. These include: cultural hegemony (resemblance to the post of Caliphate, Prophethood, Imamate, and mastership, claims of loftiness and virtue, and the positions of issuing fatwas and guidance), social hegemony (having social prestige, religious authority, and the patronage of Sufi masters), political hegemony (alignment with political power), religious hegemony (the sanctity of mystics, the emulation of their conduct, and claims of miracles and spiritual states), and economic hegemony (the accumulation and utilization of wealth). These mechanisms fostered thought patterns that led to a ‘narcotic interpretation of religion.’ Such patterns entail consequences such as the intensification of ‘sacred ignorance,’ religious literalism, and the reduction of religion to mere jurisprudence (Fiqh), which have historically contributed to the tribulations faced by the Ahl-u al-Bayt (PBUT). The study concludes that these consequences are mitigated through the proposed paradigm (self-knowledge, purification of innate being, Sharia-centrism, leader-centrism, and abiding by divine Law) alongside the awareness-raising efforts by the true elite (authentic mystics) regarding the prevailing social conditions.
    References: 
    • Bourdieu, Pierre. (1986). “The Forms of Capital” in Richardson, J. (ed.). Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education. New York: Greenwood Press.
    • Braun, V, & Clarke, V (2020). Reflecting on reflexive thematic analysis. Qualitative Research in Psychology, 18(3), 328-344.
    • Chang, Eun- joo (1999). Zivilgesellschaft and demokratistische sittlichkeit, diss Frankfurt/ main, tohann Wolfgang Goeth- Institut.
    • Creswell, J. W, & Poth, C. N (2022). Qualitative Inquiry and Research Design: Choosing Among Five Approaches. SAGE Publications.
    • Gramsci, Antonio. (1971). Prison Notebooks. New York: International Publishers.
    • Gray, Tom. (2014). Gramsci’s Legacy: An Introduction to the Political Thought of Antonio Gramsci. London: Palgrave Macmillan.
    • Harvey, David. (2006). Spaces of Hope. Edinburgh: Edinburgh University Press.
    • Smith, R, & Jones, A (2023). Analyzing literary texts: A qualitative approach. Journal of Literary Studies, 45(2), 145-162.
    • Sterling, M (2021). Thematic analysis in qualitative research: A practical guide. Qualitative Research, 21(3), 455-471.
    متن کامل مقاله: 

    واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهين و تأثیر آن بر فهم دینی
    (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل)
     زهرا آبیار         / استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران     abyar.z@cfu.ac.ir
    عرفانه محمدزاده حقيقي / استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران     e.mohmadzadeh@cfu.ac.ir
    دريافت: 08/08/1404 - پذيرش: 04/11/1404
    چکیده
    فلسفۀ نقد قدرت حوزۀ جدیدی است که صدرالمتألهين در فلسفۀ اجتماعی فلسفۀ اسلامی گشوده و درنتیجه حوزۀ فلسفۀ سیاسی و اجتماعی را در قلمرو فلسفۀ اسلامی گسترش داده و باعث توسعه نظام حکمت عملی شده است. توجه ملاصدرا به بحران‌های زمانه و کالبدشکافی آنها در دو رساله (کسر اصنام الجاهلیه و سه اصل) با روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون، هدف این پژوهش است. واکاوی این دو رساله نشان داد که جامعۀ مدنی عصر صدرالمتألهين با ابزارهای فنی چون هژمونی فرهنگی (تشبه به مقام خلافت، نبوت، امامت و شیخوخیت، ادعای علو و فضیلت، مقام افتا و ارشاد)، هژمونی اجتماعی (منزلت داشتن و مرجع بودن در میان مردم، بهره‌گیری از محضر مشایخ صوفیه)، هژمونی سیاسی (همراهی با قدرت سیاسی)، هژمونی مذهبی (تقدس عرفا و تقلید از اعمال و رفتار عرفا، ادعای کرامات و طامات) و اقتصادی (بهره‌گیری از مال و ثروت و تلاش برای کسب آن) شیوه‌های تفکری را ایجاد می‌کند که منجر به تفسیر تخدیری از دین شده و با پیامدهایی (تشدید جاهلیت مقدس، ظاهرگرایی، فروکاستی دین به فقه) ازجمله مصائب وارده بر اهل‌بیت همراه بوده که این پیامدها در پرتو الگوی مطرح‌شده (معرفت و تهذیب نفس، شریعت‌مداری، پیشواگرایی و عمل به شریعت) و آگاهی‌‌دهی طبقه نخبه (عارفان واقعی) نسبت به وضعیت موجود پایان می‌یابد.
    کلیدواژه‌ها: صدرالمتألهين، رسالۀ سه اصل، کسر اصنام الجاهلیه، فلسفۀ اجتماعی، منابع قدرت.

    مقدمه
    در منظومه فکری صدرایی انسان موجودی مدنی بالطبع بوده که رونق زندگی وی به تمدن، تعاون و اجتماع گره ‌خورده است. از نظر وی خداوند حکیم انسان را به‌ گونه‌ای خلق کرده که ‌بخش اعظم استعدادهای وی تنها در متن اجتماع شکوفا می‌شود، درنتیجه چه حیات مادی و چه حیات معنوی، هر دو در اجتماع انجام خواهد گرفت (صدرالمتألهين، 1362، ص560). با نظر به همین مبنای فکری است که ملاصدرا را می‌توان فیلسوفی اجتماعی دانست که در آثار خود دغدغۀ اجتماع زمانه خود و آسیب‌های آن را داشته است. یکی از ابعاد فلسفۀ اجتماعی وی، پرداختن به قدرت و ساختار آن در مدینه است.
    فلسفۀ نقد قدرت حوزۀ جدیدی است که صدرالمتألهين در فلسفۀ اجتماعی فلسفۀ اسلامی گشوده و درنتیجه حوزۀ فلسفۀ سیاسی و اجتماعی را در قلمرو فلسفۀ اسلامی گسترش داده و باعث توسعه نظام حکمت عملی شده است. این حوزه پژوهشی به‌واسطه توجه ملاصدرا به بحران‌های زمانه خودش و کالبدشکافی و ریشه‌یابی آنها گشوده شد و پرسش‌ها و مسائل جدیدی در ذهن و اندیشه او پدید آورد (امامی‌جمعه، 1403، ص307). حاصل این توجهات دو رسالۀ کسر اصنام الجاهلیه و رسالۀ سه اصل شد. رسالۀ سه اصل پاسخ ملاصدرا به تمام کوته‌نظران و ظاهربینان و عالم‌نمایانی است که به نام علم و دین با حکمت و عرفان که منشأ تفکرات دینی و حافظ نوامیس آسمانی است خصومت می‌ورزند (صدرالمتألهين، 1399، ص29، مقدمه مصحح). ملاصدرا در رسالۀ سه اصل خود آسیب‌شناسی ویژه‌ای از اجتماع به دست می‌دهد. وی به لایه‌های متعدد اجتماع و آفات آنها اشاره‌ کرده و به دنبال آن، راه‌های اصلاحی خود را مطرح می‌کند. در این رساله، صدرالمتألهين پس از بیان سه اصل معرفت‌النفس (پیامدهای نداشتن معرفت نفس، نحوه وجود آدمی و بیان نقش عقل و غلبه آن بر خیال و وهم در خودشناسی) در چند حوزه به فلسفۀ قدرت و نقد آن پرداخته است. وی با آسیب‌شناسی قدرت و بحران‌هایی که در ارتباط با قدرت و حاکمیت سیاسی و نیز ارتباط آن با انواع فهم‌های گوناگون دینی شکل‌گرفته، می‌پردازد (صدرالمتألهين، 1399، ص14ـ36). بررسی آثار ملاصدرا نشان می‌دهد که ایشان به‌طور خاص در دو اثر با جریان‌های علمی، اجتماعی و سیاسی عصر خویش درگیر شده که یکی از آنها کسر اصنام و دیگری تنها رسالۀ فارسی‌زبان وی است. این دو رساله در یک پیوستار بیانگر حضور اجتماعی ملاصدرا در توجه به بحران‌های عصر خويش است. ایشان به‌صورت گسترده‌تری در عرصه حضور می‌یافت؛ اما به‌هرحال با توجه به نفوذ جریان‌های علمی و تلاش‌هایی که با هدف ایجاد انحراف در دین صورت می‌گرفت، همین فعالیت‌های حداقلی و دفاع ایشان از این آموزه‌ها به لحاظ اجتماعی تأثیرگذار بوده است که نشان می‌دهد صدرالمتألهين کاملاً به این مباحث توجه داشته و در این خصوص به زبان فارسی نیز این امر را تبیین کرده است (لک‌زایی، 1387، ص274).
    رسالۀ کسر اصنام نیز جایگاه ویژه‌ای در فلسفۀ اجتماعی حکمت متعالیه دارد. وی در این کتاب، از ارائه یک گزارش اجتماعی از وضع زمانه چون بحران‌های فکری، جاهلیت فراگیر شده و فقدان معرفت آغاز کرده است. او بر این کتاب یک دیباچه و سپس یک مقدمه نوشته که کاملاً به اوضاع ‌و احوال فکری و اجتماعی جامعۀ زمانش مربوط بوده که می‌توان گفت یک پدیده نوظهور است که توسط فیلسوفی تمام‌عیار که وجودشناسی را محور اصلی و بنیادین تفکر خود قرار داده، تحقق‌یافته است. او به آسیب‌شناسی ساختار قدرت و نحوه دستیابی به قدرت در مدینه پرداخته، به‌نحوی‌که فقه و فقها، عرفان و عرفا، تصوف و متصوفه، کلام و متکلمان، فلسفه و فلاسفه همه را در همین بستر در ساختار قدرت نقد و بررسی کرده است (امامی‌جمعه، 1403، ص312).
    نکته قابل ‌تأمل اینکه نباید انتظار داشت که بیان ملاصدرا در این دو رساله متناسب با دوران کنونی صورت‌بندی شده باشد، اما با توجه به منظومه فکری، سیاسی و اجتماعی وی، می‌توان به نحو نظام‌مند و روشمند صورت‌بندی و استنتاج‌های جدیدی به نحو کاربردی از این دو رساله در مورد منابع کسب قدرت و تأثیر آن بر فهم دینی و پیامدهای آن به دست آورد. حال نظر به اهمیت شبکه مفاهیم قدرت سیاسی در جامعه و اثرگذاری آن بر فهم دینی، در این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون به واکاوی منابع قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرایی و پیامدهای آن بر فهم دینی با نظر به بررسی محتوایی هر دو رساله پرداخته خواهد شد.
    در مورد پیشینۀ این پژوهش نزدیک‌ترین مطالعه، مقالۀ «بررسی سیمای مشایخ صوفیه در عصر صفوی بر اساس هژمونی آنتونیو گرامشی» (کاظم‌پور و همکاران، 1403) است که به این نتیجه رسیده‌اند که در عصر صفوی مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به‌عنوان عامل قدرت بوده و در رونق متصوفه و ایجاد هژمونی نقش داشته است. همچنین احترام عمومی، شیخ بودن، داشتن شاگردان، ادعای کرامات و برخی امور دیگر در هژمونی فرهنگی، اجتماعی و ایدئولوژی موجب قدرت‌گیری مشایخ این دوره شده است.
    ایده اصلی پژوهش حاضر در سخنرانی‌ها و مطالعات دکتر امامی‌جمعه (1403) است که در کتاب درآمدی بر فلسفه اجتماعی حکمت متعالیه بیان ‌شده است؛ اما وجه نوآوری این مقاله، استفاده روشمند، نوین و کاربردی مضامین و کدهای واکاوی‌شده در سراسر این دو کتاب است که به ‌صورت خاص و مسئله‌محور تأثیر آن بر فهم دینی پرداخته‌ شده است و از این ‌جهت تاکنون مطالعه‌ای وجود ندارد.
    پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون (Theme analysis) به انجام رسیده است. این روش، فرایندی برای تحلیل داده‌های متنی است و داده‌های پراکنده و متنوع را به داده‌هایی غنی و تفصیلی تبدیل می‌کند. تحلیل مضمون عبارت است از عمل کدگذاری و تحلیل داده‌ها با این هدف که داده‌ها چه می‌گویند. این نوع تحلیل در وهله اول به دنبال الگویابی در داده‌هاست. زمانی که الگویی از داده‌ها به دست آمد، باید حمایت تمی یا موضوعی از آن صورت گیرد. به‌عبارتی تم‌ها از داده‌ها نشئت می‌گیرند (محمدپور، 1392، ص66ـ67). روش تحلیل مضمون مورداستفاده در این پژوهش طرحِ شبکه مضامین موردنظر استرلینگ (Stirling. 2021) است. این رویکرد کیفی به ما این امکان را می‌دهد که به بررسی عمیق محتوای کتاب بپردازیم و مضامین کلیدی را از متن استخراج کنیم (Sterling, 2021). در این رویکرد بر اساس فرایندی مشخص، مضامین پایه (Basci Theme) (کدها و نکات کلیدی موجود در متن)، سازمان (Organizing Theme) (ترکیب و تلخیص مضامین پایه) و فراگیر (Global Theme) (اصول حاکم بر متن به‌عنوان یک کل) نظام‌مند می‌شوند. در ادامه این مضامین به‌صورت نقشه‌های شبکه تارنما (Web-Like Maps)، رسم و مضامین برجسته هریک از این سه سطح و روابط میان آنها نشان داده می‌شود. ابزار گردآوری داده‌ها در این‌ بخش از پژوهش تحلیل دو کتاب صدرالمتألهين است. بدین منظور دستیابی به مضامین نهایی در چند مرحله صورت گرفت:
    گام اول: گردآوری اطلاعات و تقطیع متن به واحدهای معنادار جهت شناسایی کدها است
    (Braun & Clarke, 2020). بدین منظور برای جمع‌آوری داده‌های در این قسمت دو کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رسالۀ سه اصل انتخاب شدند. ترجمه کسر اصنام مورد بازخوانی چندباره قرار گرفت. رسالۀ سه اصل که به فارسی موجود بود نیز در این بازخوانی بررسی شد. بعد از بازخوانی چندباره، تقطیع متن به واحدهای معنادار صورت گرفت.
    در دومین گام پس از انتخاب واحدهای معنادار، برچسب‌زنی به واحدهای معنادار که تقطیع شده بود، صورت گرفت. در گام سوم جست‌وجو و شناسایی مضامین (تطبیق دادن کدها با قالب مضامین، استخراج مضامین از‌ بخش‌های کدگذاری‌شده متن و پالایش و بازبینی مضامین) انجام شد. پس از کدگذاری اولیه و در گام چهارم کدها در دسته‌های مرتبط سازماندهی شدند تا مضامین اصلی شناسایی گردند. این مراحل شامل تجزیه‌ و تحلیل عمیق داده‌ها و ایجاد روابط بین مضامین می‌شود. به‌منظور افزایش اعتبار و اعتبارسنجی نتایج، از روش‌های اعتبارسنجی نظیر بررسی همتا و بازخورد از اساتید و کارشناسان حوزه استفاده شد (Creswel & Poth, 2022).
    در گام پنجم ماتریس مضامین و تدوین گزارش (تلخیص شبکه مضامین و استخراج نمونه‌های جالب و مورد توجه از داده‌ها و مرتبط کردن نتایج تحلیل با سؤال‌های پژوهش و مبانی نظری) انجام گرفت. جهت روایی پژوهش نیز از نظرات دو نفر از اساتید بهره‌گیری شد. پایایی (صحت و اعتبار نتایج) نیز رفت‌وبرگشت چندباره مفاهیم و مضامین مورد تأیید قرار گرفت و دو نفر از اساتید پایایی کدهای به‌دست‌آمده را تأیید نمودند. در پایان نتایج تحلیل مضمون شامل شناسایی مضامین کلیدی از متن کتاب و بررسی روابط بین این مضامین صورت گرفت و از نقل‌قول‌های مستقیم و مثال‌های مشخص برای تقویت مضامین استخراج‌شده استفاده‌ شد تا عمق و غنای تحلیل افزایش یابد (Smith & Jones, 2023).
    1. مبانی نظری
    آنتونیو گرامشی (1891-1937)، نظریه‌پرداز ایتالیایی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های مکتب مارکسیسم، به‌ویژه در زمینۀ تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی، به دلیل مفاهیم هژمونی و بلوک تاریخی شناخته می‌شود. نظریه هژمونی گرامشی به بررسی چگونگی شکل‌گیری و حفظ قدرت اجتماعی و سیاسی می‌پردازد و تأکید می‌کند که این قدرت تنها از طریق زور و سرکوب به دست نمی‌آید، بلکه از طریق توافقات فرهنگی، اجتماعی و ایدئولوژیک نیز تحقق می‌یابد (Gramsc,1971, p12; Harvey, 2006, p78).
    هژمونی: هژمونی از نظر گرامشی به‌معنای تسلط یک گروه اجتماعی بر دیگر گروه‌هاست که این تسلط نه‌تنها از طریق قدرت سیاسی و اقتصادی، بلکه از طریق کنترل فرهنگی و اجتماعی نیز به وجود می‌آید. گرامشی در کارهای خود بیان می‌کند که برای حفظ قدرت، یک گروه باید بتواند ارزش‌ها، باورها و ایدئولوژی‌های خود را به جامعه تحمیل کند و آنها را به‌عنوان «عادی» و «طبیعی» معرفی نماید (Gramsc, 1971, p12). او اصطلاح «هژمونی فرهنگی» را برای توصیف این فرایند به کار می‌برد که در آن گروه‌های حاکم از طریق نهادهای اجتماعی مانند آموزش، رسانه‌ها و مذهب، معنای خاصی از واقعیت را شکل می‌دهند (Bourdieu, 1986, p241).
    مؤلفه‌های هژمونی: برای هژمونی مؤلفه‌هایی چون هژمونی فرهنگی، اجتماعی یا مدنی، هژمونی سیاسی و هژمونی ایدئولوژی می‌توان در نظر گرفت. در هژمونی از طریق فرهنگ، منظور مجموعه‌ای از اعتقادها، آداب‌ و رسوم، عادت‌ها، رفتارها و هنجارهای حاکم بر جامعه است که از طریق آموزش قابل ‌انتقال است (ماسه، 1375، ص25). در هژمونی اجتماعی گرامشی با طرح جامعۀ مدنی آن را متشکل از اتحادیه‌ها، مدرسه‌ها، رسانه و مطبوعات و احزاب می‌داند که به‌نوعی این جامعه مدنی با فرهنگ در یک تعبیر قرار می‌گیرد و عرف عام را شامل شده و عنصر اساسی در آن شخص است. از نظر گرامشی، در این جامعه مدنی، قدرت و اختیار برای همه اشخاص وجود دارد که با اختیار خود به گروه‌ها بپیوندند یا اینکه از آن خارج شوند (سبزه‌ای، 1386، ص92). از نظر گرامشی در هژمونی ایدئولوژی «از روش رضایت خودجوش غالب مردم از تسلط طبقه حاکم به زندگی اجتماعی تحمیل می‌شود. از نظر تاریخی این رضایت معلول اعتباری است که گروه حاکم به دلیل موقعیت و فعالیت خود در جهان تولید، از آن استفاده کرده‌اند» (Gramsc, 1971, p277). همچنین گرامش معتقد است که ایدئولوژی توهم شخصی نبوده، بلکه در روش‌های جمعی و مشترک زندگی به منصه ظهور می‌رسد (گرامشی، 1396، ص73).
    به بیانی دیگر، به نظر گرامشی هژمونی با استیلای اجتماعی عبارت است از سلطه یک گروه اجتماعی بر سایر گروه‌ها. کاراکتر اصلی سلطه هژمونیک‌گونه در این است که گروه اجتماعی حاکم برای سلطه‌اش در حوزۀ فرهنگی، اساسی پیدا می‌کند که با توسل بر آن، شیوه زندگی و تفکر و نیز نظام ارزشی خود را طوری به گروه‌های زیردست معرفی می‌کند که از سوی آن گروه‌ها درونی و پذیرفته شود و آنها درصدد اعمال شیوه زندگی و تفکر و نظام خرده‌فرهنگی خود برنمی‌آیند. بدین ترتیب گروه تحت سلطه، فرهنگ گروه مسلط را حتی از روی احساس درونی می‌کند. بنابراین هژمونی عبارت است از سلطه فرهنگی که کم‌وبیش بر رضایت و توافق داوطلبانه خرده گروه‌های اجتماعی مبتنی است. آنچه برای تحقق هژمونی نباید از آن غفلت شود این شرط است که رضایت در صورتی کسب می‌شود که گروه مسلط علایق، خواسته‌ها و منافع خرده گروه‌ها اجتماعی را کم‌وبیش در نظر گیرد. هژمونی همچنین مستلزم این است که گروه حاکم بتواند مرحلۀ شکوفایی اقتصادی خود را پشت سر بگذارد و به مرحلۀ شکوفایی اخلاق برسد. به‌طوری‌که سلطه‌اش نه به پشتوانه قدرت اقتصادی محض انجام شود، بلکه بر اساس هنجارها و ارزش‌های اجتماعی انسجام‌بخش پایه‌ریزی شود و از سوی همه گروه‌های زیر سلطه به‌طور آزادانه پذیرفته شود. هرچند در اینجا، رضایت و توافق بر اساس هنجارها و ارزش‌های اجتماعی معینی به دست می‌آید، اما این اعتبار محض نیز بدون مقدار معینی از بحث و جدال درباره اعتبار آرمانی هر هنجار و ارزشی میسر نمی‌شود. این ویژگی به ماهیت جدال‌برانگیز پدیده‌های اجتماعی برمی‌گردد. هر قدر جامعه در وضعیت جدال بین گروه‌های اجتماعی باشد به همان مقدار کمتر به سازشی دست می‌یابد که با آن تضادهای اجتماعی را در سطح هنجاری حل کند. در مرحله ستیز اجتماعی گروه حاکم باید اهداف سیاسی خود را طوری معرفی کند که نه بیانگر جهت‌گیری سیاسی طبقه‌ای خاص، بلکه بیانگر هدفی همگانی و معتبر برای همه شهروندان و درنهایت برای کل بشریت شناخته شود (Chang, 1999, p285).
    نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی به ما این امکان را می‌دهد که به درک عمیق‌تری از دینامیک‌های قدرت در جوامع معاصر دست ‌یابیم. او با تأکید بر نقش فرهنگ و ایدئولوژی در شکل‌گیری قدرت، مفهوم هژمونی را به‌عنوان ابزاری برای تحلیل روابط اجتماعی و سیاسی ارائه می‌دهد. این نظریه به‌ویژه در تحلیل جنبش‌های اجتماعی، تغییرات فرهنگی و ساختارهای قدرت در جهان معاصر کاربرد دارد و همچنان موضوع بحث‌های علمی و پژوهشی است (Gray, 2014, p88).
    2. یافته‌های پژوهش
    تجزیه ‌و تحلیل متن دو رساله صدرالمتألهين و تقطیع آن به واحدهای معنادار جهت دستیابی به منابع کسب قدرت 196 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان‌دهنده و در نهایت 7 مضمون فراگیر «مرجعیت مردمی، ادعا و استظهار، واعظیت، تمکن اقتصادی، همراهی با قدرت سیاسی، اشتهار اجتماعی، ریاکاری» به دست آمد.
    الف) تحلیل منابع کسب قدرت
    توجه به منابع ابزارهای دستیابی به قدرت ازجمله مسائل مهم در تحلیل مضامین و سبکه مفهومی قدرت در انديشۀ صدرالمتألهين است. در دنیای گذشته، به‌ویژه در مشرق‌زمین، دستگاه حاکمۀ سیاسی حاکم بر نظام اجتماعی، منبع اصلی تغذیه قدرت در ساختار سیاسی جامعه بود (امامی‌جمعه، 1403، ص323)؛ اما در اندیشه ملاصدرا و بررسی این دو رساله، منابعی از قدرت به دست می‌آید که نه‌تنها از منبع قدرت سیاسی تغذیه نمی‌کند، بلکه با ابزارهایی قابل قبول برای عامه جامعه، به قدرت اجتماعی دست یافته‌اند که در زیر به تحلیل آنها پرداخته می‌شود:
    1. مرجعیت مردمی
    مضمون فراگیر «مرجعیت مردمی» دربردارنده مضامین سازمان‌دهنده «توجه به خلق، تحسین مردم، تقلید، اقتدا و مطاع بودن» است که در جدول (1) آمده است:
    جدول 1: مضامین پایه، سازمان‌‌دهنده و فراگیر «مرجعیت مردمی»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    مرجعیت مردمی    توجه خلق    طلب روزی و توقع از دیگران، هم‌صحبتی با مرده‌دلان، نیازمند توجه عوام، مددکاری و همراهی خلائق، پندار پیروان بر معرفت مدعیان، ملازمت صنعتگران و پیشه‌وران با مدعیان، دارا کرامات و احوال دانستن مدعیان، تنظیم صفوف مریدان، بیان اضغاث احلام برای دیگران، جمع‌کردن جماعتی به دور خود، راه انداختن مجالس رقص سماع و شکم‌چرانی، همدمی و هم‌صحبتی با صوفی نمایان از سوی مردم، مردم‌پسند بودن و موجب توجه عوام بودن روش متکلمان، صومعه‌نشینی جهت انگشت‌نما شدن، ماندن در خانقاه‌ها جهت مشهور شدن به زهد و کرامات، توجه به به‌به و چهچه عوام‌الناس، بیان مدعیات موافق طبع مردم، ادعای سخنان ظاهر آراسته، شیوع اظهارات مدعیانه در میان کشاورزان، خو گرفتن به هم‌سخنی مردمان، همراهی با مردمان در شهوات و لذات    1.    
        تحسین مردم    تحسین عوام، حیرت عوام از شعبده و حیله‌های مدعیان، مریدان احمق و کم‌خرد، بی‌اطلاعی مریدان از شعبده‌ها و امور غریبه مدعیان، گمان پیروان از وجود مزایای علمی در مدعیان، عاقل و هوشمند شمردن مدعیان از سوی نادانان و سفلگان، حکیمانه دانستن سخنان سفسطه‌گران و فریبکاران توسط مردم، به دست آوردن مقام و مرتبه نزد عوام و ناقصان، توجه عوام‌الناس و تحسین آنان به مدعیان، نمایاندن ته‌مانده‌های گذشتگان به‌عنوان سکه‌های رایج به کوران    2.    
        تقلید    فراگیری سخنان (ساخته‌وپرداخته) مدعیان توسط صنعتگران و پیشه‌وران، تقلید کردن عامه از مدعیان؛ دنباله‌روی مقلدانه، تبعیت بدون اندیشه، همراهی با مدعیان    3.    
        اقتدا    پیروی مردم از مدعیان، پیروی کوران و سفلگان از مدعیان معرفت، چنگ زدن مردم نابینا ناقص به مدعیان علم و عرفان، ادعای به‌حق رسیدن توسط پیروان، پذیرش رهبری مدعیان توسط نابینای ناقص، اقتدا به مدعیان، سفلگان عوام‌الناس پیروان مدعیان، پذیرا بودن ادعاهای مدعیان از سوی نادانان و حمقا از عوام، از برکردن گفته‌های مدعیان از سوی مردم    4.    
        مطاع بودن    تعظیم ناقصان، گمراهی و فریب‌خواری پیروان، تصور پیروان از مدعیان به‌ظاهر واصل، تصور پیروان مبنی‌بر وحی بودن سخن مدعیان، تصور پیروان مبنی‌بر آگاهی مدعیان از اسرار حق، دنباله‌روی احمق، منافق و نادان از مدعیان، بیعت گرفتن از مردم توسط مدعیان، تبعیت از مدعیان، نهایت کم‌عقلی، حماقت بودن پیروی از مدعیان، دست به دامن مدعیان شدن نهایت نادانی، گمراه شدن دنباله‌روان، بنده دیگران بودن از سوی مدعیان    5.    
    مرجعیت مردمی ابزار و منبع کسب قدرت است که به روش‌ها و شیوه‌های مختلف در این زمانه بروز یافته است. منظور از مرجعیت در اینجا صرفاً مرجعیت دینی نیست، بلکه در همه عرصه‌های اعم از فقه، سیاست، مذهب و عرفان را دربر دارد. همچنین طیفی از رجوع مردمی دیده می‌شود که از تقلید، اقتدا، تحسین مردمی تا تبعیت و مطاع بودن را شامل می‌شود: «و بیشتر کسانی که در صومعه نشینند تا انگشت‌نما شوند و در خانقاه‌ها مانند تا نامشان به زهد و کرامات منتشر گردد احمق و ناقص و ملعون‌اند و به زنجیر شهوت‌ها بسته و محبوس» (صدرالمتألهين، 1366، ص142). همچنین این نکوهش ملاصدرا نمونه‌ای از شیفتگی تحسین در این مضمون است: «زیرا که مشغول بوده‌ای چند گاه به خواندن و نوشتن درس و ملاقات شیوخ و حفظ اقوال و تحصیل اساتید عالیه و علاوه آن، کشته تحسین عوام و تعظیم ناقصان...» (صدرالمتألهين، 1399، ص60). دامنه تبعیت چنان گسترده است که صدرالمتألهين پیروان آنها را نابینایانی خطاب می‌کند که در عقل و استعداد همپای آنان یا کمی برترند و در علم و عرفان در کردار و ایمان به این افراد چنگ زده‌اند (صدرالمتألهين، 1366، ص24)؛ اما فراتر این ناقصان، ملاصدرا این دامن‌گیری را فراتر توصیف نموده: «نفوذ این فریب‌گران تا آنجاست که بعضی صنعتگران و پیشه‌وران پیشۀ خود رها کرده و روزگاری به ملازمت این مدعیان پردازند و سخنان ساخته ‌و پرداختۀ اینان فراگیرند تا دیگر عوام را چه رسد» (صدرالمتألهين، 1366، ص25). نتیجۀ این امر از نظر ملاصدرا روشن است: «و گر و بس شگفت حال نابینای ناقصی است که نابینايی و نقص وی او را واداشته تا دیگری را به رهبری برگزیند و از او تقلید کند، لیکن به دنبال راهبری ره‌شناس و ره‌نمای نیفتاده، بلکه گمراهی در حال سقوط را پی می‌گیرد که او خود گم است تا که را رهبری کند؟!» (صدرالمتألهين، 1366، ص29).
    2. ادعا و استظهار
    این مضمون دربردارنده مضامین سازمان‌دهندۀ «ادعای علم و فضیلت، ادعای ریاست، ادعای شیخوخیت، ادعای امامت و ولایت و تشبه به علما» است که ماتریس آن در جدول (2) آمده است:
    جدول 2: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «ادعا و استظهار»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    ادعا و استظهار    ادعای علم و فضیلت    انتحال دین و مذهب با بی‌التفاتی و علو شأن و افتخار، عظیم شمردن علم‌های ساده فهم، عالم دانستن علمای ظاهری، ادعای کمال، مدعی حق و راست بودن، پنداشت درست از خود، مشغولیت چندگاه به خواندن و نوشتن، علم‌های بدون تهذیب، علم‌های آغشته به آرزوی قضاوت، علم‌های آغشته به آرزوی حکومت، علم‌های آغشته به شهرت و حسد بر همگنان، تظاهر به صلاح و فضیلت، مغروران به علم و شریعت، مغرور بودن به اندک‌مایه دانش و صلاح ظاهری، صرف عمر در علوم غیرضروری، تهیدستی در علم و عمل، مدعی اخبار الهی و اسرار ربانی، ادعای به‌حق رسیدن توسط مدعیان، تصور نزدیکی به خداوند، مدعی علم و تقوا، ادعای خوارق عادات، ترهات و شطحیات متصوفه، تذکار و سخنان نامفهوم متصوفه، ادعای معرفت و ولایت از سوی مدعیان، دروغ بودن ادعای محبت ولایت؛ نداشتم شرایط فضل و علم در مدعیان، ادعای اتحاد و رفع حجاب، ادعای دیدن خداوند و سخن گفتن با او، داشتن ادعای بلندپروازانه درباره عشق و وصال حق، ادعای کمال و احاطه به کنه مقامات و احوال، منتسب کردن خود به علم کلام، القائات شیطان و وساوس باطله را اشارات و الهام حق دانستن، اطلاق نام طبیب بر شاعر و منجم، اطلاق نام طبیب بر طاس‌گردان و راه نشین، کوتاه بودن قامت علم در این زمانه، تنگ بودن میدان معرفت و مجال دانش    1.    
        ادعای ریاست    علم‌های آغشته به حب جاه و ریاست، حب ریاست و عزت، ریاست‌طلبی، ریاست و برتری و فرماندهی، در دسترس بودن لذت ریاست‌ها و برتری‌جويی‌ها، آقایی و تسلط داشتن بر بندگان سرچشمه معارضات و منازعات فقهی، میل به ریاست و شهرت، نفوذ داشتن در بلاد، برتری بر مردمان، نفوذ در بلاد سرچشمه معارضات و منازعات فقهی    2.    
        ادعای شیخوخیت    ملاک فضیلت: نبوت، امامت و شیخ بودن، انتصاب خود به مقام مرشدیت و خلافت    3.    
        ادعای امامت و ولایت    ادعای ولایت خداوند قرب و منزلت داشتن، واصل دانستن خود در زمره ابدال مقرب و اوتاد واصل، ادعای شطحیات، ادعای طامات و تأویلات باطنی، ادعای کرامات و مکاشفات، فراتر بردن جایگاه خود از پیامبران، عدم صلاحیت رهبری در مدعیان، ادعای مقام خلافت راهنمایی و تصفیه باطن، مکاشفه پنداشتن صور درهم قوه خیال، ادعای اهلیت منصبی والا بدون کتاب و وحی    4.    
        تشبه به علما    تقلید از مشایخ در فراگیری علم، تقلید از آبا در اعتقادات، دانشمند نمایان پر شر و فساد، منتسبان به علم و دانشمندی، شمردن خود در سلک علما، نام عالم و دانا بر خود نهادن، شمردن خود در زمره خاصان و بزرگان دین از راه خلوت‌نشینی و نافله‌گذاری، مانند کردن خود به ارباب توحید و اصحاب تفرید، به لباس صوفیه درآمدن، خلوت‌نشینی و شطحیات، پوشیدن لباس شیوخ و متصوفه، مانند کردن خود به مشایخ صوفیه، ماننده کردن خود به اهل کمال، مانند کردن خود به ارباب کمال، درآمدن به لباس اهل وجد و حال، نمایاندن کسوت بزرگ‌مردان، روش متکلمان میدانی برای فخرفروشی و اسکات دیگران (برتری‌جویی)، مانند کردن خود به رهروان و زاهدان، استناد به گفته‌های مشایخ صوفیه، صوفی نمایی، نداشتن مرتبه‌ای از عرفان، سفسطه‌گری و تقلید حرکات بزرگان و کاملان، تقلید از بزرگان، اهل الله و صاحبان صفان نامیدن خود، خود را در شمار صوفیان و اهل باطن و مکاشفه دیدن    5.    
    ادعای فضیلت و علم نداشته، در عبارات ملاصدرا در این دو اثر نشان‌دهندۀ این است که گروه‌هاي قدرت که به تعبیر گرامشی بخشی از جامعه مدنی است در حال شکل‌گیری است. ادعای چیزی را داشتن در صورت توسعه، به ادعای ریاست‌طلبی، شیخوخیت، ولایت و امامت می‌انجامد که صدرالمتألهين بدان‌ها اشاره دارد: «کسانی که درین زمانه خویشتن را به مقام مرشدیت و خلافت منصوب نموده‌اند، احمق‌هایی ناآشنا به روش‌های معرفت و رستگاری و استکمال نفس و مستقیم داشتن آن‌اند»(صدرالمتألهين، 1366، ص53). به تعبیری دیگر «نبوت، امامت و شیخوخیت مراتبی از ریاست و به‌تبع آن مرتبتی از قدرت است که در بستر علم و معرفت و فضیلت شکل می‌گیرد. شیخوخیت یا واقع ‌شدن انسان در مقام ریاست اجتماعی، بدون اینکه شأنی از نبوت و امامت را داشته باشد، پدیده‌ای است که در بستر علوم گوناگون دینی اعم از فقه، کلام و عرفان شکل می‌گیرد و دامنه تکثر و تأثیر آن بسیار فراوان و گسترده است»(امامی‌جمعه، 1403، ص324).
    تشبه خود به علما به توسل به فرهنگ رفتاری آن زمان عرفا و صوفیه نیز ازجمله منابع کسب قدرت است که صدرالمتألهين مکرر بدان توجه داده است: «گروهی شروع در مجاهدت‌ها و چله‌نشینی‌ها کرده و به لباس صوفیان درآیند و شروع در بیعت گرفتن از مریدان کنند و خود را به مقام ارشاد و هدایت منتصب سازند» (صدرالمتألهين، 1366، ص30) ازهمین‌روست که از همنشینی با این مدعیان پرهیز داده: «پس‌ ای مسکین از همنشینی این‌چنین نادانان دور باش که خود را به رهروان و زاهدان مانند کرده‌اند درصورتی‌که از معرفت و یقین آنان بی‌بهره و از عقل و دین تهی می‌باشند» (صدرالمتألهين، 1366، ص60).
    3. واعظیت
    این مضمون از چند مضمون سازمان‌دهندۀ «ارشاد و افتا» به ‌دست ‌آمده است. جدول (3) این مضامین را نشان می‌دهد:
    جدول 3: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «واعظیت»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    واعظیت    ارشاد    منتصب ساختن خود به مقام ارشاد و هدایت، انتصاب خود به مقام مرشدیت و خلافت، منصوب داشتن خود به مقام تصوف و ارشاد، ادعای منصوب بودن به مقام ارشاد بدون وحی    1.    
        افتا    دادن فتاوی باطل و حکم‌های ظالمانه، تقرب جستن به حکام و سلاطین و ظالمان و دستیارانش، ارائه آرای در منهدم ساختن دین، ارائه آرای در جسارت بخشی ارتکاب محرمات، ارائه آرا در سلطه بخشی حکام ظالم بر مساکین، ارائه آرا در سلطه بخشی حکام در تصرف اموال مردم، ساختن کلاه‌شرعی و جدل‌های فقهی، رخصت و جرئت بخشی در امور سست نمودن دین، از میان بردن روش مؤمنین با آرای باطل، اطلاق نام فقیه به کلاه‌های شرعی، اطلاق نام فقیه به راه‌های خلاص شدن از دعاوی    2.    
    مضمون فراگیر واعظیت دربردارنده دو مضمون مقام افتا و ارشاد است همچون دیگر منابع، نقش مهمی در شکل‌گیری گروه‌های قدرت غیرسیاسی در جامعه دارد. ملاصدرا در توصیف این منبع قدرت می‌گوید: «گروهی شروع در مجاهدت‌ها و چله‌نشینی‌ها کرده و به لباس صوفیان درآیند و شروع در بیعت گرفتن از مریدان کنند و خود را به مقام ارشاد و هدایت منتصب سازند» (صدرالمتألهين، 1366، ص30). قرار گرفتن در مقام افتا و ارشاد از نظر صدرالمتألهين مصائب بسیاری بر مردم تحمیل کرده، بدین‌صورت که در پرتو عناوین فقیه و عارف و حکیم با ارائه فتاوی باطل، حکام و سلاطین و ظالمان را در سلطه و تصرف اموال مردم جرئت بخشیدند: «به همان‌سان که فقیه کسی را می‌نامند که با فتاوی باطل و حکم‌های ظالمانه به حکام و سلاطین و ظالمان و دستیارانش تقرب جوید و به آرا خود موجب جرئت آنان در منهدم ساختن قوانین شرع و جسارتشان در ارتکاب محرمات و سلطه بخشی آنان بر مساکین و تصرف اموال آنان گردد؛ و همواره کوشش در ساختن کلاه ‌شرعی‌ها و جدل‌های فقهی کند و موجب رخصت و جرئت در کارهایی شود که دین را سست نموده و متابعت روش مؤمنان را از میان ببرد» (صدرالمتألهين، 1366، ص62).
    د) تمکن مالی
    «مال و ثروت» مضامین سازمان‌دهنده‌ای است که به‌عنوان یکی از منابع کسب قدرت در جامعه از تجزیه‌ و تحلیل واحدهای معنادار به دست آمد و در جدول (4) ماتریس آن آمده است:
    جدول 4: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «تمکن مالی»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    تمکن اقتصادی    حب دارایی    حب مال، لذت مال، صرف عمر به تهیه اسباب معیشت دنیوی، مغرور و مفتون جاه و عزت، بسنده کردن به لذت‌های حیوانی، خوشحال بودن به مرتبت پست و متاع اندک، روی آوردن به دنیا، فروافتادن در لذت و شهوت    1.    
        مال و ثروت‌اندوزی    گذراندن عمر در جمع اهل ثروت و منصب، بهره‌گیری از شید و ریا جهت کسب جاه و ثروت، تشبه به علما جهت کسب جاه و ثروت    2.    
    شکل‌گیری هژمونی اقتصادی در چرخه مال و ثروت به‌عنوان خاستگاه قدرت در جامعه زمانه ملاصدرا است: «اما چه گویی در باب مرض حب جاه و ریاست و مال و عزت، این را چگونه انکار خواهی کرد و به چه حیلت و غرور خود را معذور خواهی داشت؟» (صدرالمتألهين، 1399، ص61). تذکراتی که صدرالمتألهين درباره قدرت اقتصادی بیان می‌کند از این جنبه است که قدرت اقتصادی به‌عنوان یک هژمونی همسو با هژمونی اجتماعی عمل کرده و در خدمت حاکمیت سیاسی وارد عمل می‌شود که در مضمون فراگیر زیر بیان خواهد شد.
    4. همراهی با قدرت سیاسی
    صدرالمتألهين در چند جای این دو رساله همراهی با قدرت سیاسی توسط گروه‌های قدرت را تذکر داده که این گروه‌های قدرت «خود را از علما می‌شمارند و روی از جانب قدس و طلب یقین گردانیده متوجه محراب ابواب سلاطین شده‌اند» (صدرالمتألهين، 1399، ص19). چنانچه اشاره شد همراهی هژمونی اقتصادی و سیاسی در کنار یکدیگر در دو اثر ملاصدرا بدان اشاره ‌شده است: «نمی‌بینی که در جمع اهل ثروت و منصب چه عمر ضایع می‌کنی و در عبودیت حکام و سلاطین چگونه اوقات را مستغرق می‌سازی و به فنون حیل دیگر چگونه در توسیع اسباب عیش می‌کوشی و علی‌الدوام در فکر زیب و زینت خود و پیوستگان جان و ایمان صرف می‌کنی؟» (صدرالمتألهين، 1399، ص61) و با هر شیوه و روشی، ولو تشبه به صوفیان در تلاش‌اند به دستگاه حاکمه و هژمونی سیاسی خود را متصل نگه‌دارند که همه ریشه در خالی بودن دل از معرفت خداوند است (صدرالمتألهين، 1399، ص80). ماتریس زیر مضامین این امر را نشان می‌دهد:
    جدول 5: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «همراهی با قدرت سیاسی»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    همراهی با قدرت سیاسی    نزدیکی به قدرت    به خدمت رؤسا رسیدن به‌وسیله صوفی‌نمایان، تسلط بر مردم، تلاش برای تصرف اموال مردم؛ عبودیت حکام و سلاطین، توجه به محراب ابواب سلاطین    1.
    5. اشتهار اجتماعی
    مضمون فراگیر «اشتهار اجتماعی» دربردارنده دو مضمون سازمان‌دهنده شهرت و منزلت است که در ماتریس (6) آمده است:
    جدول 6: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «اشتهار اجتماعی»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان دهنده    مضامین پایه    ردیف
    اشتهار اجتماعی    شهرت    حب جاه، صرف عمر در زیب و زینت خود، خودپسند بودن، مفتخر به جاه و شهرت، شهرت‌طلبی، مشهور به جاه، دانشمند خودپسند، خودرأیی و خودپسندی، دنیادوستی    1.    
        منزلت    ملقب بودن به متقی و پرهیزگار، ملاقات شیوخ، تحصیل اساتید عالیه، مقام و موقعیت، مقام‌جویی، مرتبت داشتن نزد دیگران، حب جاه و مقام داشتن نزد دیگران    2.    
    چنانچه اشاره شد یکی از منابع قدرت در جامعه مرجعیت مردمی است که از طریق تحسین، تقلید و اقتدای مردمی هژمونی اجتماعی ایجاد می‌کند و در یک پیوستار منزلت اجتماعی و شهرت را در جامعه سبب می‌شود. صدرالمتألهين یکی از راه‌های کسب این اشتهار را ملاقات با شیوخ و حضور در درس اساتید عالیه می‌داند که ناشی از تحسین و تعظیم اجتماعی و مردمی دانسته: «زیرا که مشغول بوده‌ای چند گاه به خواندن و نوشتن درس و ملاقات شیوخ و حفظ اقوال و تحصیل اساتید عالیه و علاوه آن، کشته تحسین عوام و تعظیم ناقصان...» (صدرالمتألهين، 1399، ص60). صدرالمتألهين دایرۀ این گستردگی را به علت پیامدهایی که در جامعه به دنبال دارد مهم دانسته، چون می‌تواند هسته اولیه قدرت شکل بگیرد و همه بلاد را دربر گیرد.
    6. ریاکاری
    «ریاکاری» به‌عنوان مضمون فراگیری است که‌ بخش زیادی از مضامین استخراجی در این دو رساله را به خود اختصاص داده و صدرالمتألهين به‌وفور از آن به‌عنوان منابع کسب قدرت بدان تذکر داده و پیامدهایی که از این طریق متوجه جامعه است را آسیب‌شناسی کرده است. ماتریس این مضامین در جدول (7) آمده است:
    جدول 7: مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر «ریاکاری»
    مضامین فراگیر    مضامین سازمان‌دهنده    مضامین پایه    ردیف
    ریاکاری    تشبه به دین    تمتع دنیا در پرتو صلاح و تقوا، انتحال دین و مذهب با تفقه و لباس صلاح انتحال دین و مذهب با بحث و عناد و لجاج، متشرعان بری از شرع بندگی و انقیاد، دشمن دوست‌نمای راه خدا، تصرف در اسرار دین به بضاعت عقل مزخرف، حشر بهایمی در لباس زهد و اصلاح، ادعای خدادوستی با غرقه بودن در لذت‌ها    1.    
        ظاهرگرایی    افقه بودن در این زمانه با پرداختن به علوم ظاهری، مغرور بودن به علم ظاهر و صلاح بی‌بصیرت، مغرور بودن به علم ظاهر و عمل بی‌اصل، فقدان علم نفس در علمای رسمی، قناعت کردن به ایمان اسمی و رسمی، جاهل متنسک، تصحیح احکام بی‌نور عرفان توسط متکلمان و ارباب رسوم، بهره‌گیری متکلمان و ظاهرپرستان از نقل و قیاس، دادوستد بودن عبادت مدعیان، اطلاق نام فقیه به دانش ظاهری، اطلاق نام فقیه به حفظ پاره‌ای خلافیات، ناقصان در علم و عمل، عبادت و محبت الهی دانستن سماع، استفاده از اشعار در توصیف معشوقان، رها کردن کسب و عمل به‌مقتضای قرآن و حدیث    2.    
        توحید نمایشی    ایمان زبانی، اسلام ظاهری، صرف عمر در تحصیل طاعات و عبادات بدنی، وجود نفاق و کید و ریا در متشبهان به علم و تقوا، ایمان زبانی، عالمان، بی‌علم و ناسکان بی‌معنی، بیان اذکار بلند از سوی مدعیان، بیان سخنان پوچ و حرف‌های بی‌مغز از سوی مدعیان، توجه به ذکر زبانی توسط موحدنمایان، توحید لفظی، نمایشگری ظاهری ادعا، توحیدنمایی، ریا میوه توحید لفظی، سمعه میوه توحید لفظی، انتقال ذکر به خرابات، پرداختن به حکایت‌ها و شطحیات توسط واعظ‌نمایان و قصه‌گویان، عدم توجه به اعمال ظاهری و عبادات بدنی، دستیابی به شهوت و ریا و برتری‌جویی    3.    
        حیله‌پروری    بهره‌گیری از حیله و غرور، مکر و احتیال در رد عارفان، بهره‌گیری از انواع، حیلت‌ها در توسیع اسباب عیش، انتحال دین و مذهب با حیله و مکر، اهل تلبیس و غرور، مکر و حیله، استفاده از مکر و حیله و هم‌عنان بودن با شیطان
    خو کردن عامه متصوفه به سخنان ظاهرفریب شعری، وجود مصائب اهل‌بیت از مکر و تلبیس ارباب زرق و ریا، پرداختن طبیبان به فریبکاری، دروغ‌پردازی‌های خیالی برترین مقصد عرفانی    4.    
    هرچند مضمون فراگیر «ریاکاری» در ابتدا ممکن است ماهیت اخلاقی داشته باشد، ولی تحلیل دو رساله چنانچه در انتهای رساله کسر اصنام خطاب خود را متوجه مردم دانسته (صدرالمتألهين، 1366، ص161) نشان می‌دهد که ریا، تلبیس، مکر و غرور که به‌صورت پرتکرار بیان ‌شده (صدرالمتألهين، 1399، ص119)، امری فراتر از بعد اخلاقی است، بلکه ابزاری برای کسب قدرت در جامعه است؛ زیرا هژمونی اجتماعی از طریق ریاکاری و ترفندهای مختلف صورت می‌پذیرد: «گاهی از راه تفقه و لباس صلاح، چنانچه شیوه متقشفان و اهل شید است و گاهی از راه حیله و مکر چنانچه پیشه اهل غدر و کید است و گاهی به طریق بحث و عناد و لجاج و لداد چنانچه عادت متکلمان و ارباب جحود و انکار و استکبار است و گاهی به طریق بی‌التفاتی و علو شأن و افتخار چنانچه صفت رعنایان و متکبران است و از این قبیل بوده‌اند جمعی منافقان دین و دشمنان راه یقین که در زمان رسول‌الله و ائمۀ طاهرین بوده‌اند از احبار یهود و منافقان که دائماً با هل حق از راه اغترار به خدا و رسول و به سبب، انتحال دین و مذهب می‌کرده‌اند» (صدرالمتألهين، 1399، ص63).
    تشبه به دین (صدرالمتألهين، 1399، ص7) و نمایش توحید ظاهری (صدرالمتألهين، 1399، ص65؛ 1366، ص55)، از دیگر ابزارهایی به خدمت گرفته‌شده هژمونی است که با شکل‌گیری قدرت ناشی از تزویر و ریا، در کنار دیگر هژمونی‌های سیاسی و اقتصادی می‌تواند نامعادله قدرت را در جامعه رقم بزند؛ بدین معنا که «با وجود آنها (نامعادله قدرت) امکان نفی حقوق مردم افزایش می‌یابد. در حقیقت آن نامعادله قدرت که میان حاکمیت سیاسی و مردم برقرار بود، تشدید می‌شود. قدرت‌های ناشی از تزویر با قدرت‌های ناشی از زر (اقتصادی) گروه می‌خورند و در خدمت قدرت‌های زور (سیاست) که حاکمان طاغوتی و سلاطین جور باشند، قرار می‌گیرند و مثلث زر، زور و تزویر شکل می‌گیرد» (امامی‌جمعه، 1403، ص334). نتیجۀ این امر شکل‌گیری رابطۀ صید و صیادی است، بدین‌صورت که اهل ریا و تزویر با حیلت‌های مختلف و در بستر تحصیل علوم و معارف دینی، حکمی و عرفانی رشد یافته، چنانچه صدرالمتألهين به‌صراحت به امر اشاره می‌کند: «زیرا که تو و ایشان می‌خواهید که از راه شید و ریا و تشبه به علما، کسب جاه و عزت و تحصیل مال و ثروت کنید و عوام به ‌زور و حیله و تلبیس صید خود سازید و اسباب تمتع دنیا را از راه صورت صلاح و تقوا فراهم آورید» (صدرالمتألهين، 1399، ص62).
    ب) پیامدهای نامعادله قدرت بر فهم دینی
    مهم‌ترین پیامدهایی که با شکل‌گیری گروه‌های قدرت در جامعه و در پرتو منابع قدرت موجود در عصر ملاصدرا، قابل‌توجه است عبارت است از: فهم آغشته به جاهلیت مقدس (صدرالمتألهين، 1399، ص21) و گسترش آن، ظاهرگرایی در فهم دین و فروکاست دین به اعمال ظاهری و فقه. تحلیل مضامین دو رساله نشان داد که جاهلیت مقدس با فهم دین ارتباط وثیقی دارد، بدین‌صورت که فهم خاصی از دین توسط هژمونی گروه‌های مرجع در حال گسترش است که در عین باطل بودن (صدرالمتألهين، 1399، ص19)، دارای خصیصه دنیاطلبی (صدرالمتألهين، 1366، ص45و94؛ 1399، ص58، 79 و119) و همراهی با هژمونی سیاسی دولت مرکزی برخوردار است. همین امر صدرالمتألهين را بر آن داشته تا به «کسر» این «اصنام» اقدام کند. از نظر صدرا بازیگری اصنام (بت‌ها) و به تعبیری دیگر جامعه مدنی و هژمونی دولت (صدرالمتألهين، 1399، ص19و61) در عرصۀ فهم دین تولید و تشدید جهل مقدس را به بار می‌آورد به‌نحوی‌که فجایع و مصائب بسیاری در طول تاریخ بر اولیا و انبیا روا داشته است (صدرالمتألهين، 1399، ص19و61).
    پیامد دیگری که صدرالمتألهين به‌کرات بدان توجه داشته فهم ظاهری از دین و فروکاست دین به امور ظاهری است (صدرالمتألهين، 1399، ص7، 83،95و103) که از یک‌سو ناشی از فهم ناقص و نادرست از ظاهرگرایی برمی‌خیزد (صدرالمتألهين، 1366، ص62) و به لحاظ اخلاقی به رذایلی چون غرور (صدرالمتألهين، 1399، ص88و105)، خودبزرگ‌بینی (صدرالمتألهين، 1366، ص54و140) و سرانجام تحقیر دیگران (صدرالمتألهين، 1366، ص25) منتهی می‌شود و به لحاظ فرهنگ رفتاری اعمالی بی‌اصل و ریشه (صدرالمتألهين، 1399، ص120) از آنان سر می‌زند. از سوی دیگر، این ظاهرگرایی با ریاکاری و نفاق سر دیگر پیوستار هژمونی جامعه مدنی و دولت را تشکیل می‌دهد. همین هژمونی است که منجر به ایجاد گروه‌های قدرت ایدئولوژیکی تشبه به علما و اهل تقوا و دین می‌شود و این امر خود باعث می‌شود که در میان مردم منزلت اجتماعی کسب کرده و اندیشه‌ها و عقاید خود را بر فرودستان بقبولانند.
    پیامد اجتماعی این امر تولید و تشدید و انتشار فهم خاصی از دین است که «به ‌موجب آن تاریکی‌ها را روشنایی قلمداد می‌شود و ظلم‌ها عین عدالت می‌شود و کفر صورت دین و ایمان پیدا می‌کند» (امامی‌جمعه، 1403، ص360) و این فهم از دین است که ملاصدرا از آن به «تریاق» (صدرالمتألهين، 1399، ص119)، «معجون افیون پر سم مکر و افسون» (صدرالمتألهين، 1399، ص119) یاد کرده است. صدرالمتألهين در انتهای رسالۀ کسر اصنام پیامدهاي سنگین جهالت مقدس که در پوشش انواع «افتا» (صدرالمتألهين، 1366، ص62) ظهور اجتماعی یافته را در شهادت امام حسین این‌گونه تفسیر می‌کند: «پس زینهار که به علم ظاهر و صلاح بی‌بصیرت مفتون و مغرور نگردی که هر شقاوتی که به مردودان راه یافت از غرور علم ظاهر و عمل بی‌اصل راه یافت و آنچه در قصص‌الانبیا خوانده‌ای یا از احوال شهدا و اولیا شنیده‌ای از مصیبت‌ها و محنت‌ها که به خاندان نبوت و ولایت و اهل‌بیت عصمت و طهارت راه ‌یافته...» (صدرالمتألهين، 1399، ص119) ازهمین‌روست. صدرالمتألهين روی دادن این مصائب را «به زور شید اعدا و مکر و تلبیس ارباب زرق و ریا» (صدرالمتألهين، 1399، ص119) دانسته که از ظاهرگرایی در دین برخاسته: «اگر نیک دریابی آنها همه از نفاق و کید اهل شید و ریا و غدر و حیله متشبهان به اهل علم و تقوا برخاسته» (صدرالمتألهين، 1399، ص119) است.
    نتیجه‌گیری
    1. تحلیل مضمون دو رسالۀ صدرالمتألهين در پاسخ به چگونگی منابع کسب قدرت و پیامدهای آن بر فهم معرفت دینی نشان داد که در آن عصر گروه‌های قدرتی در حال شکل‌گیری بود که صدرا با دقت و موشکافی آسیب‌های آن را بر جامعه اسلامی در طول تاریخ تحلیل کرده است.
    2. صدرالمتألهين تمکن اقتصادی، اشتهار اجتماعی، مرجعیت مردمی، واعظیت، همراهی با قدرت و ریاکاری را مهم‌ترین منابعی معرفی می‌کند که نوعی هژمونی را در لایه‌های جامعه شکل می‌دهد که می‌توان آن را جامعۀ مدنی عصر صدرالمتألهين دانست.
    3. از نظر صدرالمتألهين این گروه‌ها با فتاوا و مرجعیتی که در میان فرودستان جامعه دارند و به سلاطین و حکام جور یا دولت یاری رسانده و سعی کردند فرهنگ و آداب‌ و رسوم خود را به فرودستان و عوام‌الناس با رضایت تحمیل نمایند و از این طریق در هرچه بیشتر شدن ظلم و تضییع حقوق فرودستان با یکدیگر هم‌داستان می‌شوند.
    4. همچنی تحلیل دو متن رساله‌ روشن ساخت که دولت ظالم که هژمونی سیاسی جامعه را بر عهده داشت در طیف زور قرار دارد و از طریق جامعۀ مدنی که متشکل از احزاب، نهاد آموزشی، رسانه و... است با ابزارهای متعدد قدرت، هژمونی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ایدئولوژیک خود را چنان بر فرودستان می‌قبولاند که می‌تواند در سر دیگر مثلث زور قرار گیرد و به کمک هژمونی اقتصادی که احزاب در پرتو تمکن مالی بدان دست‌ یافته‌اند یک مثلث (زور، تزویر و زر) را تشکیل داده است.
    5. شکل‌گیری رابطۀ سه‌گانه قدرت در یک تفسیر تخدیری از دین، پیامدهایی را در پی دارد که در یک پیوستار از تشدید جاهلیت مقدس، ظاهرگرایی و فروکاستی دین به فقه تا به مسلخ رفتن امام حسین و مصائب وارده بر اهل‌بیت در طول تاریخ گستره داشته است. ماتریس محقق‌ساخته این پیوستار در زیر آمده است:

    ماتریس محقق‌ساخته: نامعادله قدرت و پیامدهای آن بر فهم دینی

    6. حال نظر به اینکه جامعۀ مدني قلمرويي است که همه پویش‌های تشکیل هویت را دربر می‌گیرد و بستری است که آگاهی افراد در آن شکل می‌گیرد، استثمار و به تعبیر ملاصدرا «سلطه‌بخشی بر مساکین و تصرف اموال آنها» که از طریق ترکیب مثلث زور، تزویر و زر صورت گرفته، با آگاهی‌ای که روشن‌فکران جامعه و طبقۀ نخبه (عارفان واقعی) نسبت به وضعیت موجود ایجاد می‌کنند، پایان می‌یابد. ازهمین‌روست که صدرالمتألهين رسالت فیلسوف اجتماعی را در شناسایی راهبران واقعی جهت مقابله با جاهلیت مقدس می‌داند.

    References: 
    • امامی‌جمعه، سیدمهدی (1403). درآمدی بر فلسفه اجتماعی حکمت متعالیه. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • سبزه‌ای، محمدتقی (1386). بررسی مقایسه‌ای دیدگاه‌های هگل، مارکس و گرامشی درباره دولت و جامعه مدنی. پژوهش علوم سیاسی، 4، 95-103.
    • صدرالمتألهین (1362). المبدأ و المعاد. ترجمۀ احمد بن محمد الحسینی. به کوشش عبدالله نورانی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
    • صدرالمتألهین (1366). عرفان و عارف‌نمایان (ترجمۀ کسر اصنام الجاهلیه). ترجمۀ محسن بیدارفر. تهران: الزهرا.
    • صدرالمتألهین (1399). رساله سه اصل. تصحیح محمد خواجوی. چ پنجم. تهران: مولی.
    • کاظم‌پور، مهسا و همکاران (1403). بررسی سیمای مشایخ صوفیه در عصر صفوی بر اساس هژمونی آنتونیو گرامشی. پژوهشنامه عرفان، 31، 180-197.
    • گرامشی، آنتونیو (1396). دولت و جامعه مدنی. ترجمۀ عباس میلانی. چ چهارم. تهران: اختران.
    • لک‌زایی، نجف (1387). سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه. دفتر اول: نشست و گفت‌وگوها. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • ماسه، هانری (1357). معتقدات و آداب ایرانی. ترجمۀ محوری روشن ضمیر. تهران: مؤسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران.
    • محمدپور، احمد (1392). روش تحقیق کیفی ضد روش 2. تهران: جامعه‌شناسان.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آبیار، زهرا، محمدزاده حقیقی، عرفانه. (1405) واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهین و تأثیر آن بر فهم دینی (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل). فصلنامه معرفت فلسفی، 23(3)، 79-98 https://doi.org/10.22034/marefatfalsafi.2025.5003031.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زهرا آبیار؛ عرفانه محمدزاده حقیقی."واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهین و تأثیر آن بر فهم دینی (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل)". فصلنامه معرفت فلسفی، 23، 3، 1405، 79-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آبیار، زهرا، محمدزاده حقیقی، عرفانه.(1405) 'واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهین و تأثیر آن بر فهم دینی (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل)'، فصلنامه معرفت فلسفی، 23(3), pp. 79-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آبیار، زهرا، محمدزاده حقیقی، عرفانه. واکاوی منابع کسب قدرت در فلسفۀ اجتماعی صدرالمتألهین و تأثیر آن بر فهم دینی (مورد مطالعه کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل). معرفت فلسفی، 23, 1405؛ 23(3): 79-98