در نظر ابنسینا، باری تعالی به همه اشیا، خواه جزئی باشند یا کلی، پیش از حدوث آنها علم دارد. این علم لازمه علم ذات به ذات بوده و از طریق علل و به سبب ارتسام صور موجودات در ذات، به آنها تعلّق گرفته است. طرح نظریه ارتسام در علم الهی انتقادهای فراوان فلاسفه و متکلّمان را به دنبال داشته است. این کوشش نشان مىدهد ابنسینا خود از چنان ایرادهایی که بر یک قرائت اولیه از نظریه ارتسام وارد کردهاند، آگاه بوده است. او مىکوشد ارتسام را چنان توضیح دهد که نتیجه آن تأثّر ذات از غیر نباشد. در این نوشته، ضمن مرور بر دیدگاههای ابنسینا، نظر وی در عرصه مفهوم صحیح «ارتسام» بررسی مىگردد.