<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</title>
    <link></link>
    <description>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>weekly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate></pubDate>
    <lastBuildDate>
        </lastBuildDate>
    <item>
      <title></title>
      <link>/node/5002768</link>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>ماهیت حکایت از دیدگاه مشهور و استاد فیاضى</title>
      <link>/node/198</link>
      <description>مشهور معرفت‏شناسان بر این باورند که «صور ذهنى» بالفعل، و به صورت ذاتى، از ماوراى خود حکایت مى‏کنند. در این میان، استاد فیاضى در نحوه حکایتْ (ذاتى بودن حکایت) با عموم فلاسفه همراه است. ضمن اینکه آن را معلوم به علم حضورى مى‏داند؛ امّا درباره حاکى، ایده‏اى متمایز دارد. در این مقاله تلاش مى‏شود تا این دو دیدگاه با یکدیگر مقایسه و نقاط اشتراک و اختلاف آنها تحلیل گردد، از جمله موارد اختلاف آن است که استاد فیاضى معتقد است که حاکى «صورت ذهنى» نیست، بلکه «نفس فاعل شناسا» مى‏باشد (و «صورت ذهنى» وجود ذهنى محکى است.) وى بر این باور است که حاکى در اشیاى خارجى، علاوه بر محکى ذهنى، محکى خارجى و تمام مصادیق همگون را نیز به طور یکسان نشان مى‏دهد و این اقتضاى ذاتى بودن حکایت است. ایشان مستند نحوه حکایت و تحلیل حکایت به حاکى و محکى، و حالت نفسانى بودن حاکى را وجدان و علم حضورى مى‏داند و بر این باور است که با تحلیل یافته‏هاى درونى، مى‏توان به امور یادشده رسید. استاد فیاضى با اینکه حکایت مفاهیم مفرد، قضایا و تصدیقات را ذاتى آنها مى‏شمارد، آنها را در نحوه حکایت متفاوت مى‏داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمقاله</title>
      <link>/node/2279</link>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهشى در ماهیت نداشتن وجود رابط در اندیشه علامه طباطبائى</title>
      <link>/node/2556</link>
      <description>وجود رابط در سخنان فلاسفه پیش از صدرالمتألهین در دو مورد به کار مى‏رفت: 1. وجود رابط در قضایا؛ 2. وجود فى‏نفسه لغیره. صدرالمتألهین در پرتو مبانى حکمت متعالى، وجود امکانى را عین ربط و تعلق به واجب‏الوجود دانست و هرگونه استقلال را از آنها سلب کرده، اسم «وجود رابط» را بر آنها نهاد. مسئله ماهیت نداشتن وجودات امکانى (وجود رابط در حکمت متعالیه) مورد اختلاف است. علامه طباطبائى، آنها را فاقد ماهیت دانسته و از طریق وجود تلازم میان ماهیت‏دارى و استقلال مفهومى، بر ماهیت نداشتن آنها برهان اقامه کرده است. این نظریه، نتایج فلسفى متفاوتى دارد که برخى از آنها در مسائلى همچون جایگاه مباحث ماهیت در فلسفه، تقسیم ممکن به جوهر و عرض، تفسیر مقولات نسبى و تفسیر مسافت حرکت مشهود است. در این نوشتار با روش توصیفى ـ تحلیلى به بررسى ادله و نتایج این دیدگاه پرداخته‏ایم. ‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>نوع و گستره نقش وجود در حمل‌های ماهوی از منظر علامه طباطبائی</title>
      <link>/node/2609</link>
      <description>پس از اثبات اصالت وجود، بررسی نقشی که وجود در حمل های ماهوی ایفا می کند، خود اهمیتی در حد مسئله «اصالت وجود» دارد و به نوعی تکمیل پروژه اصالت وجود است. علامه طباطبائی در آثارش به حل این معما همت گمارده است اما به نظر می رسد شارحان، این بیانات را از جنبه نو آوری انداخته اند. در این نوشتار دیدگاهی نقد می شود که طی آن، وجود در قالب جزئی از موضوع نقش آفرینی می کند؛ به گونه ای که شکل گیری حملی ماهوی با موضوع واقع شدن ماهیت به قید وجود، محقق می گردد. در ادامه از دیدگاهی دفاع می شود که وجود را تمام الموضوع می انگارد. بر اساس این دیدگاه، اگر محمولات ماهوی، در قالب جمله ای درست ساخت ارائه شوند، در واقع محمولات وجود به شمار می آیند. از سویی به طور مطلق نمی توان از تمام الموضوع بودن نقش وجود دفاع کرد، بلکه این حکم به آثار خارجی ماهیت اختصاص می یابد و وجود به آثار ذهنی ماهیت متصف نمی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش آیت‌الله مصباح در ارتقاء فلسفۀ اسلامی</title>
      <link>/node/2992</link>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>نخستین سخن</title>
      <link>/node/2410</link>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه ادله ابعاد عالم جسمانی از منظر حکمت متعالیه و فیزیک جدید</title>
      <link>/node/3120</link>
      <description>براهین تشکیک وجود، مسامته، سلمی، تطبیق، لام الفی و سبزواری برای اثبات تناهی عالم مطرح شده است. گذشته از اینکه این براهین، در برخی مقدمات دچار اشکال بوده و تصور صحیحی از معنای نامتناهی کمّی نداشته اند، حداکثر تناهی ابعاد جسم را اثبات می کنند نه تناهی ابعاد عالم. براهین سنخیت، سبر و تقسیم، تام الافاضه بودن واجب، امکان عالم نامتناهی، وحدت تشکیکی، ظل بودن عالم، قدم عالم و ابداعی بودن عالم نیز برای اثبات عدم تناهی عالم ذکر شده است. این ادله دچار مغالطه اشتراک لفظ هستند و نامتناهی در کمالات را با نامتناهی در مادیات اشتباه کرده اند. انبساط عالم، نسبیت عام، مرگ حرارتی، افق ذره و تعبیر دوم متناقض نمای اولبرس به دلیل مخدوش بودن برخی مقدمات، در اثبات تناهی ابعاد ناتوان اند. تعبیر اول متناقض نمای اولبرس و اصل کیهان شناسی که برای اثبات عدم تناهی به کار می روند، به دلیل تکیه بر نظرات غیریقینی و مشاهدات حاوی خطا فاقد اعتبارند. بنابراین هیچ کدام از ادله تناهی یا عدم تناهی در فیزیک و فلسفه اثبات کننده مدعا نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سخن نخست</title>
      <link>/node/2629</link>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>ابتنای مفاهیم یا تصورات بر زیرساخت‌های حضوری (بررسی و ارزیابی)</title>
      <link>/node/2943</link>
      <description>از پایه ای ترین مباحث دانش معرفت شناسی، بحث های ناظر به تصورات و مفاهیم است. در این نوشتار در پی پژوهش درباره‌ی این مسئله ایم که چگونه به مفاهیم، خواه جزئی و خواه کلی، دست می یابیم؟ و این مشغله‌ی اصلی نوشتار کنونی است. بر پایه‌ی دیدگاه برگزیده، مفاهیم نظری از مفاهیم بدیهی برگرفته می شوند، ولی همه‌ی مفاهیم بدیهی از علوم حضوری. در بخش نخست این مدعا، یعنی برگرفتن مفاهیم نظری از مفاهیم بدیهی، اختلاف نظری درخور توجه دیده نمی شود؛ هرچند بخش دوم آن این گونه نیست و نظریه های بسیاری در این بحث ارائه شده است. به هرروی، پس از تبیین نظریه‌ی برگزیده و نیز بیان شمار یا گستره‌ی مفاهیم بدیهی با این پرسش بنیادین روبه رو می شویم که مفاهیم بدیهی چگونه از علوم حضوری برگرفته می شوند؟ پس از دستیابی به راه حل درست مسئله‌ی بنیادی این نوشتار، چگونگی دستیابی به مفاهیم بدیهی از راه علم حضوری در پایان مهم ترین مشکلات فراروی آن را بررسی و ارزیابی می کنیم.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>

