بررسي رابطه متقابل عقل و وجدان از منظر صدرالمتألهين و ميرزامهدي اصفهاني

قيمت مقاله الكترونيكي: 
15000تومان

سال پانزدهم، شماره چهارم، پياپي 60، تابستان 1397

رضا رهنما / دكتري فلسفة اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي    reza.rahnama@gmail.com
غلامرضا ذکياني / دانشيار گروه فلسفه منطق دانشگاه علامه طباطبائي    zakiani@atu.ac.ir
دريافت: 95/9/3                 پذيرش: 96/5/31
چکيده
صدرالمتألهين در جاي‌جاي آثار خود در کنار استفاده از عقل نظري و روش بحثي، از راه وجدان سخن به ميان مي‌آورد. از منظر او وجدان، شهودي است بر پايه علم حضوري؛ بنابراين مي‌تواند راه‌گشاي بسياري از مسائل دشوار مبدأ و معاد باشد. در مقابل ميرزامهدي اصفهاني مباني اعتقادي خود را تنها بر اساس ادراک وجداني استوار ساخته است. در اين ادراک، حقايق خارجي بدون هيچ‌گونه اتصال وجودي، همان‎گونه که هستند کشف مي‌گردند. هدف از اين نوشتار بررسي رابطه متقابل عقل و وجدان از منظر اين دو متفکر است. روشن خواهد شد که اگرچه صدرالمتألهين کارکردهاي متقابل مهمي را براي عقل و وجدان قائل است؛ اما اين دو مسير معرفتي را در کنار هم مي‌داند؛ در مقابل، ميرزاي اصفهاني اساساً اين دو مسير را جدا نمي‌داند، بلکه از نظر او معقولات بخشي از متعلقات وجدان هستند و به تعبير دقيق‌تر، بخشي از وجدانيات ما در مشهد عقل حاصل مي‌گردد.
کليدواژه‌ها: وجدان، عقل، مکتب تفکيک، ميرزامهدي اصفهاني، صدرالمتألهين.