مفهوم پيدايش در فلسفه ارسطو و اهمیت تبیین آن

ضمیمهاندازه
4.pdf384.68 کیلو بایت

حجت‌الله عسکری‌زاده/ دانشجوی دکتری گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران    hojjataskari2015@gmail.com
* سیدابراهیم موسوی / استادیار گروه فلسفه، دانشکده فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران    ebrahimmusaviseyed@gmail.com
دريافت: 14/09/99                  پذيرش: 10/05/1400
چکيده
در این نوشتار، مفهوم پیدایش (Genesis) در نوشته‌های ارسطو هم به لحاظ لغوی و اصطلاحی و هم به لحاظ فهم ارسطویی آن تبیین و بررسی شده و اهمیت تمایز آن با فهم وحیانی و ادیان ابراهیمی مورد توجه قرار گرفته است. با تبیین این مفهوم، اهمیت اصطلاحات و مفاهیمی همچون به وجود آمدن و پدید آمدن نیز بیشتر آشکار می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که مطابق با فهم ارسطویی و یونانی، مفهوم به وجود آمدن که در زبان‌های مختلف نقش مهمی ایفا می‌کند، چه معنایی می‌تواند داشته باشد و آیا این مفهوم به تفکر ادیان وحیانی و بحث خلقت نزدیک‌تر نیست؟ لذا در این مقاله، اصطلاح پیدایش را در سه کتاب مهم ارسطو یعنی فیزیک، متافیزیک و رساله کون و فساد پی گرفته و تحلیل و بررسی کرده‌ایم تا تبیین بهتری نسبت به تمایز این مفهوم با فهم دینی عرفی مفاهیمی همچون به وجود آمدن و خلق شدن داشته باشیم. با دقت در نوشته‌های ارسطو در این باب درمی‌یابیم که هرچند ارسطو با تصور هیولای اولی به مفهوم خلقت از عدم ادیان وحیانی نزدیک شده است، اما این اختلاف فکری در باب مفهوم پیدایش میان تفکر ارسطویی و فلسفی با تفکر دینی همچنان برقرار است.
كليدواژه‌ها: جِنِسیس، پیدایش، به وجود آمدن، گردیدن، تغییر یافتن، شدن، خلق شدن، آفریده شدن.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
72
شماره صفحه: 
53