چالش موجودیت زمان موهوم در آرای متکلمان و فلاسفه‌ مسلمان

ضمیمهاندازه
5.pdf387.24 کیلو بایت

علیرضا کهنسال / دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد     kohansal-a@um.ac.ir
* معصومه‌سادات ساری عارفي / دانشجوي دكتري حكمت متعاليه دانشگاه فردوسي مشهد     m-sariarefi1367@mail.um.ac.ir
دريافت: 05/10/99                  پذيرش: 28/04/1400
چکيده
مبحث حدوث و قدم عالم ریشه در مبانی تفکر کلامی و فلسفی نظیر ملاک نیاز معلول به علت، نسبت علت تام و معلول، ضرورت علّی و معلولی، تبیین ماهیت زمان و مکان و نسبتشان به یکدیگر، تبیین ذات و صفات الهی نظیر علم، قدرت، اراده و نسبت صفات با ذات دارد. دراین ‌میان، برخی متکلمان، براساس مبانی فكري خود و توجه به ظاهر آیات و روایات، حدوث زمانی عالم را برگزیدند و شواهد و استدلال‌هايي اقامه کردند. در نقطه‌ مقابل، فلاسفه‌ مسلمان با نقد ادله و شواهد ایشان، قدم زمانی عالم را اختیار کردند. از سوی دیگر، برخی متکلمان برای گریز از چالش‌های حدوث زمانی و ترمیم ساختاری آن، نظریه‌ زمان موهوم را ارائه کردند. یکی از محورهای اساسی در این نظریه، مسئله‌ موجودیت و معدومیت زمان موهوم است که شکل‌دهنده‌ دیالوگ استدلالی میان فلاسفه و متکلمان بوده است. در این پژوهش، اولاً نظرات متکلمان که در سه محور موجودیت، معدومیت و نفس‌الامری بودن این زمان متغیر است، مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ ثانیاً نقدهای فلاسفه بر آرای متکلمان تبیین می‌گردد. نهایتاً نیز آشکار می‌گردد که با وجود تنافر آرای فلاسفه و متکلمان و اشکالات واردشده مانند شبیه زمان موجود بودن زمان موهوم و لغو بودن معدومیت زمان موهوم، می‌توان هر دو گروه را در اثبات نوعی وعاء برای موجودات عوالم مافوق ماده با وجود اختلاف در تبیین ویژگی‌ها و منشأ انتزاع این وعاء متفق دانست.
کلیدواژه‌ها: زمان موهوم، وعاء، عدم صریح، زمان موجود، فلاسفه، متکلمان.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
72
شماره صفحه: 
71