تحلیل فلسفی حبّ از نگاه علامه طباطبائی؛ تبیین، بررسی و نقد

مصطفي جهان‌فكر / دانشجوی دکتری فلسفۀ تطبیقی مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی ره    jahanfekrmostafa@yahoo.com
احمدحسين شريفي / استاد مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    sharifi1738@yahoo.com
چکیده
نقش و تأثیر «حبّ» در فعل اختیاری فاعل مختار امری غیرقابل انکار است؛ اما فهم دقیق این مطلب در گرو طی مراحلی از جمله تحلیل فلسفی حقیقت حبّ است. از معدود فیلسوفانی که درصدد تحلیل حبّ برآمده است علامه طباطبائی است. هدف اين مقاله، تبیین، بررسی دیدگاه علامه دربارۀ حبّ با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی است.
از نگاه علامه «حبّ ارتباطی وجودی بین محبّ و محبوب است و چنین ارتباطی یک رابطۀ قائم به دو طرف است» و از اینجا نتیجه می‌گیرد که حبّ از آن جهت که حبّ است متوقف بر وجود شعور و آگاهی نیست و اینکه در برخی مصادیق، وجود آن منوط به وجود شعور است ویژگی مصادیق مذکور است. همچنین علامه حبّ را حقیقتی مشکک مي‌داند که در همۀ موجودات ساری است و معتقد است هر شیئی ذات خود را دوست دارد.
اینکه «حقیقت حبّ منوط به شعور و آگاهی نیست» مورد اشکال است. حبّ، وجودی قائم به محبّ و گاه عین او است. تعریف علامه از حبّ، بر حبّ ذات صدق نمی‌کند و تحلیلش ناتوان از تبیینِ حبّ ذات است؛ بلکه چنین تصویری از حبّ، مستلزم انکار حبّ ذات است. البته حبّ حقیقتی ذات اضافه است و در مواردی که متعلَّق حبّ، با محبّ تغایر وجودی دارد وجود حبّ در گرو وجود عینی محبوب نیست؛ بلکه حصول نوعی آگاهی نسبت به محبوب برای حصول حبّ کافی است.
كليدواژه‌‏ها: ارتباط وجودی، حبّ ذات، حبّ و ادراک، متعلّق حبّ، علامه طباطبائي.