بررسي آراي معرفت‌شناختي ويلفرد سلرز

ضمیمهاندازه
8.pdf111.96 کیلو بایت

سال هفدهم، شماره اول، پياپي 65، پاييز 1398

عباسعلی امیری / دکتری حکمت متعالیه مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    amiri2005@gmail.com
محمد حسین‌زاده یزدی / استاد گروه فلسفه مؤسسة آموزشي و پژوهشی امام خمینی ره    mohammad_h@qabas.net
دريافت: 22/12/97                  پذيرش: 25/04/98
چکيده
در طول تاریخ معرفت‌شناسی حملات فراوانی به نظریه مبناگرایی شده است. به‌جرئت می‌توان گفت که هیچ‌کدام آنها به اندازه حمله‌ای که سلرز به مبناگرایی کرده، از اهمیت برخوردار نیست. در واقع سلرز با نقد «داده» و اسطوره خواندن آن، که بنیان مبناگرایی تجربی را تشکیل می‌دهد، اساس باورهای غیراستنتاجی را برای منتهی شدن به معرفت فرو می‌ریزد. در پی نقدهای سلرز به «داده» بحرانی عميق دامن‌گیر مبناگرایی تجربی‎مسلکان می‌گردد که سلرز می‌کوشد با طرح مبـاحث بدیعی مانند فضـای مـنطقی دلایل، نومینالیــسم روان‌شـناسانه و رفتارگرایی روش‌شناسـانه در معرفت‌شناسی، راه‌حل مناسبی برای بحرانی که خود آن را پدید آورده بیابد. بارزترین نتیجه حملات سلرز به مبناگرایی تجربه‌گرایان نفی «آگاهی مسـتقیم» فاعل شناساست. فیلسوفان مـسلمان بر این باورند که نفی «آگاهی مستقیم» اساس هرگونه معرفتی در فاعل شناسا را ویران خواهد کرد و دسترسی به معرفت را از جانب وی مخدوش می‌سازد. بررسی دیدگاه سلرز در نفی «آگاهی مستقیم» و ارزیابی راه‌حل جای‌گزین آن از اهداف مقاله حاضر است.
كليدواژه‌ها: سلرز، داده، رفتارگرایی روش‌شناسانه، نومینالیسم روان‌شناسانه، فضای منطقی دلایل، علم حضوری.
 


 

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
69
شماره صفحه: 
113