تحليل انتقادي ديدگاه ديويد هيوم درباره جوهريت و اين‌هماني ذهن

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال پانزدهم، شماره دوم، پياپي 58، زمستان 1396

محمدتقي يوسفي / استاديار دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                                                         Yosofi@bou.ac.ir

ميثم شادپور / دانشجوي دکتري فلسفه اسلامي دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                     shadpoor6348@gmail.com

دريافت: 3/9/95                  پذيرش: 14/6/96

چکيده

هيوم با رويکرد تجربه‏گرايانه‏اش‏ تأثير بسزايي بر فلسفه مدرن گذاشت. وي در نخستين و مهم‌ترين کتاب فلسفي خود، رساله‏اي درباره طبيعت آدمي، به تبيين جوهريت و اين‌هماني ذهن و احوال ذهني پرداخت. در اين مقاله با استفاده از روش تحليلي-انتقادي، ديدگاه هيوم نقد و بررسي مي‌شود. هيوم در موضع سلبي خود، با استناد به برخي مباني مبهم يا مخدوش، جوهريت و اين‌هماني و بساطت کامل ذهن را بدون انطباع و در نتيجه، بدون ايده و بي‏معنا دانست؛ اما در موضع ايجابي خود، از جوهريت و اين‌هماني ناقص احوال ذهني دفاع کرد؛ ولي در نهايت به سبب تناقضات موجود در موضع ايجابي، به رجحان شکاکيت حکم داد. شکاکيت در فلسفه هيوم، به معناي فقدان شرح متافيزيکال رضايت بخش نسبت به اعتقادات طبيعي(نه فقدان خودِ اعتقادات طبيعي) است. مشکل اساسي تبيين هيوم، غفلت از علم حضوري و کارکرد عقل در تنبّه به آن است. به نظر مي‏رسد با استناد به علم حضوري مي‏توان تبيين قانع‏کننده‏تري از جوهريت نفس و تمايزش با پديده‌ها و حالت‌هاي نفساني ارائه داد؛ براين‌اساس جوهري به نام نفس وجود دارد که حالات نفساني قائم به آن هستند.

کليدواژه‌ها: ذهن، احوال ذهني، جوهر، اين‌هماني شخصي، هيوم.