تأملاتي بر ديدگاه علامه طباطبائي و آيت‌الله جوادي آملي در باب وحدت شخصي وجود

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال پانزدهم، شماره دوم، پياپي 58، زمستان 1396

عباس نيکزاد / دانشيار گروه معارف اسلامي دانشگاه علوم پزشکي بابل                                        Nikzad37@yahoo.com

دريافت: 7/6/95                  پذيرش: 11/3/96

چکيده

فيلسوفان صدرايي به تشکيک در مراتب وجود، يعني وحدت وجود در عين کثرت وجود معتقدند و در برابر، عرفا و متصوفه اسلامي به وحدت شخصي وجود عقيده دارند؛ يعني وجود را واحد شخصي مي‌دانند که همان وجود حق عزوجل است و غير حق را به وجود مستعار و مجازي موجود مي‌دانند نه به وجود حقيقي. در مقابل، حکما به کثرت وجود در عين وحدت قائل‌اند. در مکاتباتي که ميان مرحوم سيداحمد کربلايي و حاج شيخ محمدحسين اصفهاني(کمپاني) در اين زمينه رد و بدل شد، مرحوم کربلايي از نظريه عرفا و مرحوم اصفهاني از نظريه فلاسفه دفاع مي‌کرد. علامه طباطبائي تذييلاتي بر اين مکاتبات مرقوم كرد و در نهايت از نظريه عرفا پشتيباني نمود. او بر اين باور است که برهان حکما در باب تشکيک، مسلک عرفا را بعينه نتيجه مي‌دهد؛ يعني همان برهان تشکيک ما را به وحدت شخصي وجود و نفي کثرت حقيقي هدايت مي‌کند. آيت‌الله جوادي آملي نيز بر اين باور است و مي‌گويد: عرفان مبتني بر وحدت شخصي وجود، و فلسفه مبتني بر کثرت حقيقي وجود است. در عرفان، هستي محض وجود واحد است و در عرض يا طول آن وجود ديگري که مستقل از آن و يا عين ربط به آن باشد فرض نمي‌شود و امور مقيد و محدودي که تصوير مي‌شوند، آيات و نشانه‌ها و ظهورات واجب‌اند. در اين مقاله به نقد و بررسي ديدگاه و ادله اين دو بزرگوار پرداخته، و در نهايت حقانيت مسلک حکما اثبات شده است.

کليدواژه‌ها: وحدت شخصي وجود، تشکيک وجود، عرفا، فيلسوفان صدرايي، علامه طباطبائي، آيت‌الله جوادي آملي.