بازگشت به اصل؛ درآمدي بر نگاه وحدت‌گرا به علوم از منظر حكمت اسلامي

سال پانزدهم، شماره اول، پياپي 57، پاييز 1396

حسين سرآباداني تفرشي / دانشجوي دکتري مديريت دولتي دانشگاه امام صادق عليه السلام 87sarabadani@gmail.com

کريم ابراهيمي / دانشجوي دکتري مديريت توليد و عمليات پرديس فارابي دانشگاه تهران ebrahemi68@gmail.com

محمدتقي حيدري / دکتراي تخصصي، هيئت علمي دانشگاه ياسوج                                           heydari@yu.ac.ir

حسين پرکان / دانشجوي دکتري سياستگذاري فرهنگي دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام               hparkan@yahoo.com

دريافت: 1/7/95 ـ پذيرش: 29/1/96

چکيده

علم و دانش پيش از مدرنيته و عصر جديد، در حوزه­هاي تمدني گوناگون از نوعي وحدت و انسجام برخوردار بود. اگرچه دانش مشتمل بر قلمروهاي گوناگون بود، اما اين قلمروها در پيوند با يکديگر يک کل واحد را تشکيل مي‌دادند و از يکديگر قابل تفکيک نبودند؛ ولي هم‌زمان با آغاز عصر مدرن دوران انشقاق و ازهم‌گسيختگي ميان علوم و معارف بشري آغاز شد. جنبش مطالعات ميان‌رشته­اي، تفکر سيستمي و برخي جريانات فرهنگي و فلسفي در غرب، ضمن توجه به عرصة وحدت­گرايي در علوم، به انتقاد از حرکت علم مدرن در مسير تخصص­گرايي پرداختند و بر اين نکته تأکيد داشتند که اين نگاه تخصص‌گرا، فاقد کارايي لازم براي برطرف‌ کردن نيازها و مسائل تمدني غرب است. در اين پژوهش ضمن معرفي انتقادي برخي جريان‌هاي وحدت‌گرا در ساحت علوم، به بررسي و تحليل آن از منظر حکمت اسلامي پرداخته‌ايم. به نظر مي‌رسد دانش در اين منظر، از نوعي وحدت منسجم و يک‌پارچه برخوردار است که در ادبيات قدماي ما از آن تعبير به حکمت مي‌شده است.

کليدواژه‌ها: وحدت علوم، تخصص‌گرايي، نظرية عمومي سيستم‌ها، مطالعات ميان‌رشته‌اي، مسائل تمدني.