نقش وهم در خطاهاي ادراكي از ديدگاه صدرالمتألهين

سال پانزدهم، شماره اول، پياپي 57، پاييز 1396

جواد رضائي / دانشجوي دكتري كلام اسلامي دانشگاه قم                                             rezaijavad84@gmail.com

محمدكاظم فرقاني / استاديار فلسفه و كلام اسلامي دانشگاه امام صادق عليه السلام                     forghani@isu.ac.ir

دريافت: 6/6/95 ـ پذيرش: 29/3/96

چکيده

از نظر صدرالمتألهين علم و ادراک، از مجردات هستند و ميزان علم با شدت و ضعف تجرد رابطة مستقيم دارد. از سويي قوة وهم از نظر صدرالمتألهين همان عقل است که به جزئيات حسي يا خيالي اضافه شده است؛ لذا طبق اين تعريف، ادراک وهمي ذاتاً کاهش تجرد و به تبع آن ضعف ادراک را در پي دارد. همچنين از ويژگي‌هاي ادراک وهمي عدم قاطعيت و جزميت است و به عبارت ديگر شأن وهم و ادراک وهمي، رسيدن به يقين و معرفت صحيح نيست. علاوه بر اين وهم، فرمانرواي قواي جزئي و حيواني است و سعي در تسخير حداکثري اين قوا و ارضاي حداکثري شهوت و غضب دارد؛ لذا با عقل و ادراکات عقلي در نزاع است و عقل به دنبال محدود کردن و تعديل اين قواست. از اين جهات، بحث واهمه و ادراکات وهمي با بحث خطا در ادراک در ارتباط است. روش انجام اين تحقيق، توصيفي ـ تحليلي است.

کليد‌واژه‌ها: وهم (قوة واهمه)، عقل، ادراک، تجرد، صدرالمتألهين.