موجود بالذات و موجود بالعرض از نگاه صدرالمتألهين و حكيم اشراقي

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال پانزدهم، شماره اول، پياپي 57، پاييز 1396

علي فضلي / استاديار گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي                          fazliamoli92@yahoo.com

رضا اکبريان / استاد گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس                                             dr.r.akbarian@gmail.com

دريافت: 24/7/95 ـ پذيرش: 19/3/96

چکيده

دو اصطلاح فلسفي موجود بالذات و موجود بالعرض، در حکمت متعاليه کليد فهم برخي از مهم‌ترين مباني هستند. اين مقاله درصدد پاسخ به چيستي اين دو اصطلاح در فرهنگ صدرا و توضيح تمايز آن با معناي مقصود در فرهنگ اشراقي است؛ چراکه در نظام حکمت اشراق، ماهيت موجود بالذات و موجود بالعرض عقلي صرف و ذهني محض است که هيچ نحو تقرر عيني، چه استقلالي و چه انتزاعي ندارد؛ ليکن در نظام حکمت متعاليه، وجود به عنوان موجود بالذات است و همة احکام آن در خارج موجود بالعرض هستند؛ موجوديت بالعرضي که براي تحقق در خارج به واسطه در عروض نياز دارد. اين واسطه که موجب اتصاف مجازي آن احکام به وصف موجوديت مي‌گردد و آن را به نحو انتزاعي در خارج محقق مي‌سازد، ريشه در ارتباط وجودي اتحادي آن احکام با متن وجود دارد. در فرهنگ صدرا اين موجودات بالعرض به لحاظ اقسام ارتباط وجودي دست‌کم دو نوع مصداق دارند: معقولات اولي و معقولات ثانيه فلسفي. اين دو مصداق هريک به نحوي خاص به گونة مجازي در متن واقع هستند و البته به موجوديت مجازي معقولات اولي، حيثيت نفادي و به موجوديت مجازي معقولات ثانية فلسفي، حيثيت اندماجي گويند.

کليدواژه‌ها: موجود بالذات، موجود بالعرض، حيثيت اندماجي، حيثيت نفادي، ارتباط وجودي اتحادي.