بررسى نظريه بساطت حقيقت وجود و فروع معرفت شناختى آن

ضميمهاندازه
6.pdf1.14 مگابايت

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى تابستان 1395

موسى ملايرى / دانشيار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركز                       malayeri50@yahoo.com

دريافت: 20/10/93               پذيرش: 12/9/94

 

چكيده

نظريه بساطت حقيقت وجود از دستاوردهاى حكمت متعاليه است. صدرالمتألهين پس از پذيرش اين نظريه سه نتيجه معرفت شناختى مهم از آن استنباط مى كند. اين نتايج بدين قرارند: اولاً حقيقت وجود عقلاً و به علم حصولى غيرقابل تصور و ادراك ناپذير است؛ ثانيا حقيقت وجود عقلاً و به علم حصولى تصديق ناپذير است؛ ثالثا راه درك و تصديق آن منحصر به علم حضورى است. در اين مقاله نخست اصل نظريه بساطت حقيقت وجود مورد چالش قرار گرفته و اثبات مى شود كه نمى توان وجودهاى محدود و ماهوى را بسيط شمرد و بيان مى شود كه وجود ماهوى، تنها زمانى مى تواند بسيط شمرده شود كه بشرط لاى از ماهيت ملاحظه گردد و وجود با چنين ملاحظه اى، تنها در موطن ذهن موجود است نه در عالم خارج. در ادامه مقاله فروع معرفت شناختى مزبور مورد نقد قرار مى گيرند، و آشكار مى شود كه آن فروع نيز، با انتقادهايى روبه رويند. نگارنده كوشيده است تا نشان دهد التزام به فروع معرفت شناختى اصالت وجود و نيز التزام به فروع معرفت شناختى نظريه صدرا در وجود ذهنى، مستلزم آن است كه نوصدراييان از نتايج معرفت شناختى نظريه بساطت وجود دست بردارند.

 

كليدواژه ها: بساطت حقيقت وجود، مجهول بودن حقيقت وجود، علم حضورى به حقيقت وجود، تعريف ناپذيرى حقيقت وجود، برهان ناپذيرى حقيقت وجود، فلسفه نوصدرايى.