واژه شناسى معرفت و امكان تحليل آن

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى تابستان 1395

محمد حسين زاده يزدى / استاد گروه فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره   mohammad_h@qabas.net

دريافت: 2/12/93               پذيرش: 18/9/94

چكيده

واژه شناسى علم و معرفت، و امكان تعريف حقيقى و تحليل آنها يكى از بحث هاى مهم و دشوار در معرفت شناسى معاصر است كه در اين مقاله به بررسى آن مى پردازيم. از سويى، از نگاه متفكران مسلمان، مفهومى كه بديهى است نياز به تعريف ندارد، بلكه تعريف حقيقى آن ممكن نيست؛ از سوى ديگر بايد پرسيد چگونه بسيارى از كسانى كه اين مفهوم را بديهى دانسته اند، در مبحث هستى شناسى علم، به تعريف و تحليل فلسفى علم پرداخته اند؟ آيا تعريف كردن مفهوم علم با بديهى دانستن آن سازگار است؟ در پاسخ بدين مسئله، دو راه حل ارائه كرده، در راه حل برگزيده بدين نتيجه دست مى يابيم كه نگاه هستى شناختى به علم، با نگاه معرفت شناختى بدان متفاوت است. كسانى كه مفهوم علم را بديهى دانسته و در عين حال آن را تعريف كرده اند، در مقام تبيين حقيقت علم و دستيابى به ماهيت و اجزاى ذاتى يا لوازم آن بوده اند. با اين راه، تعارض ميان بديهى دانستن مفهوم علم و نظرى انگاشتن چيستى آن رفع مى شود.

 

كليدواژه ها: معرفت، تحليل، ماهيت علم، مفاهيم بديهى، علم به علم، تعريف هستى شناسى.