در این نوشتار، تلاش شده است تا با تکیه بر آثار دکارت، عقلانیت در فلسفه او بررسی گردد. برای این منظور، نخست معانی عقلانیت بیان شده و پس از تعیین معنای مورد نظر، گزارشی از فلسفه دکارت به صورت تحلیلی ارائه گردیده و در ادامه، با متمایز ساختن «هستىشناسی» از «معرفتشناسی»، به بررسی عقلانیت، هم در نظام هستىشناسی و هم در نظام معرفتشناسی وی پرداخته شده است. دکارت در نظام معرفتشناسی خود، پس از طرح شک روشمند، به سوی شکّاکیت، که مرحلهای از عدم عقلانیت است، سیر مىکند، سپس بر اساس «کوجیتو» تلاش مىکند تا از نظر معرفتشناسی، به قلمرو عقلانیت بازگردد. اما در نظام هستىشناسی، او نخست بر پایه «کوجیتو» به اوج عقلانیت، که همان اعتقاد به جوهر حقیقی واحد باشد، نزدیک مىشود، ولی در ادامه و با گرایش به کثرت و اصالت ماهیت، از عقلانیت در نظام هستىشناسی فاصله مىگیرد.
ـ نوربخش گلپایگانی، سیدمرتضی، واژگان علوم اجتماعی، تهران، بهینه، 1380.
- Brondom, Robert B., Rorty and His Critics, Blackwell Publishing, 2000.
- Descartes, Rene, Meditations on First Philosophy, trans. John Cottingham, Cambridge, Cambridge University Press, 1996.
- ----- , The Philosophical Writings of Descartes, trans. John Cottingham, Robert Stoothoff & Dugald Murdoch, Cambridge, Cambridge University Press, 1984, 3 vols.
- Edwards, Paul, The Encyclopedia of Philosophy, New York, Macmillan Publishing Co., 1967, v. 3-4.
- Hatfield, Gary, Descartes and the Meditations, New York, Routledge, 2004.
- Plantinga, Alvin, Warranted Christian Belief, New York, Oxford University Press, 2000.