عقل فعال

تأملي در نقش عقل فعال در حصول تصورات و تصديقات باطل در حکمت متعاليه

سال بيستم، شماره اول، پياپي 77، پاييز 1401، ص 35ـ44

نوع مقاله: پژوهشي

احمد عسگري / دانشيار گروه فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي    ahmad_asgari55@yahoo.com
* حميدرضا بوجاري / دكتراي فلسفه اسلامي دانشگاه شهيد بهشتي hamidrezabojari@mail.com     

سال انتشار: 
1401
شماره مجله: 
77
شماره صفحه: 
35

نقد و بررسي اتصال و يا اتحاد نفس و عقل فعال

سال شانزدهم، شماره اول، پياپي 61، پاييز 1397

حسن معلمی / دانشیار دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام    info@hekmateislami.com
دريافت: 17/05/96                  پذيرش: 23/03/97
چکیده
در فلسفه اسلامی عقل فعال در نظام علّی و معلولی، علت فاعلی و غایی برای نفس قلمداد شده است و نفس در ادامه سیر تکاملي خود با آن متحد می‌گردد. آنچه در این مقاله مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد، اتحاد و یا اتصال نفس انسان در حرکت تکاملی خود با عقل فعال است و این نقد از دو طریق انجام می‌شود: 1. نقد مبانی پذیرش عقل فعال همچون عقول عشره و نظام طولی فلسفه مشاء؛ 2. نقد اتحاد و یا اتصال دو وجود با یکدیگر بعد از فهم دقیق معانی اتحاد و اثبات این نکته که تنها معنای صحیح برای اتحاد، رسیدن نفس انسان به درجه وجودی عقل فعال و يا اتحاد با افاضات عقل فعال است.
کلیدواژه‌ها: عقل، عقل فعال، اتحاد با عقل فعال، نظام احسن و عقل فعال، عقول عشره.


سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
61
شماره صفحه: 
55

تبيين ضرورت وجودى عقل فعال از ديدگاه ابن‏ سينا

فصل‏نامه‏اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى زمستان 1395

محمدحسين عباسى / دكترى فلسفه دانشگاه تربيت مدرس      m.abbasi4431@yahoo.com

دريافت: 14/12/94               پذيرش: 17/8/95

 

چكيده

ابن سينا موجودى مجرد را به نام عقل فعال در نظام فلسفى خود پذيرفت و در پى تبيين عقلى براى ضرورت وجود آن برآمد. قبل از او، ارسطو عقل فعال را در فلسفه خود مطرح كرد. دغدغه اصلى ارسطو حل مسئله ادراك كلى بود؛ چراكه در نظام فلسفى او، نفس به مثابه امرى مادى، قادر به ادراك صور عقلى مجرد نبود. در نتيجه، ارسطو ضرورتا به عقل فعال مجرد رسيد كه جايگاه وجودشناختى آن در نزد وى، ابهاماتى دارد. ابن سينا در تلاش خود براى حل اين مشكل، با رويكردى متفاوت با ارسطو به تبيين وجود عقل فعال پرداخت. آيا ابن سينا در رويكرد جديد خود، توانست به تبيين وجودى عقل فعال برسد و در صورت پاسخ مثبت، چگونه بدان پرداخت؟ در مقاله حاضر، پس از بيان رويكرد ابن سينا، با استفاده از قاعده الواحد و برهان ضرورت وجود عقل فعال به مثابه مُفيض صور عقلى، وجود آن اثبات مى شود و در پايان، نظر ابن سينا مورد ارزيابى قرار مى گيرد.

 

كليدواژه ها: عقل فعال، عقل منفعل، عقول طوليه، عقول مجرده، قاعده الواحد، نفس ناطقه، ابن سينا.

 


 

سال انتشار: 
14
شماره مجله: 
54
شماره صفحه: 
7

تحليل مسئله تعقل از ديدگاه ارسطو و ابن سينا

سال دوازدهم، شماره سوم

محمدحسين عباسى / دانشجوى دكترى فلسفه دانشگاه تربيت مدرس m.abbasi4431@yahoo.com

رضا اكبريان / استاد گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس dr.r.akbarian@gmail.com

محمد سعيدى مهر / دانشيار گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس saeedi@madares.ac.ir

دريافت: 18/1/92 پذيرش: 11/9/93

چكيده

ارسطو براى نفس، حدوث جسمانى قايل است و نفس به منزله امر جسمانى، صلاحيت تعقل يا ادراك عقلى را ندارد. ادراك عقلى و صورت معقوله، امورى مجردند و براى تعقل نياز به امرى مجرد دارند. بنابراين ارسطو تعقل را بر عهده عقل مى گذارد؛ اما اين عقل مجرد با نفس مادى چه نسبتى دارد و چگونه در امر تعقل انسانى به ايفاى نقش مى پردازد. نظريه ارسطو با ابهاماتى آميخته است كه بايد رفع گردد. ابن سينا با لحاظ نفس به منزله امرى مجرد و با تمايز نهادن ميان مقام ذات و مقام فعل در نفس انسانى، ادراك عقلى را به نفس نسبت مى دهد. ادراك عقلى در نظر او، فعلِ جنبه ذاتى نفس تلقى مى شود و نفس با عقل جزئى انسانى يكسان انگاشته مى شود. تأثير مبادى عاليه و نقش عقل فعال نيز در تعقل لحاظ مى گردد. ابن سينا تأثير عقل فعال در ايجاد صور معقوله در نفس ناطقه را به دو اعتبار وجود و ماهيت، افاضه و اشراق مى نامد. مقاله حاضر به تحليل و تبيين نظرات ارسطو و ابن سينا در اين زمينه اختصاص دارد.

كليدواژه ها: تعقل، ادراك عقلى، ادراك حسى، عقل فعال، سوفسطايى، ارسطو، ابن سينا.

سال انتشار: 
12
شماره مجله: 
47
شماره صفحه: 
33

بررسى تطبيقى ـ انتقادى اتحاد نفس با عقل فعالدر فلسفه اسلامى

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى پاييز 1393

مهدى عبداللّهى[1]

چكيده

عقل فعال افزون بر اينكه علت فاعلى و مدبر جهان مادى است، به منزله مخزن صورت هاى عقلى، آنها را به نفس انسانى افاضه مى كند. فيلسوفان مشائى و اشراقى به پيروى از ابن سينا با نفى اتحاد نفس با عقل فعال معتقد بودند دريافت صورت هاى عقلى، تنها با ارتباط نفس با عقل فعال حاصل مى شود.

     با اين حال صدرالمتألهين در دو مسئله از اتحاد نفس با عقل فعال دفاع كرده، اشكالات ابن سينا را پاسخ مى دهد. نگارنده نخست با كمك گرفتن از سخنان صدرالمتألهين اشكالات فيلسوفان پيشين بر اتحاد نفس با عقل فعال را پاسخ گفته و سپس ديدگاه وى را تبيين كرده است. نگارنده بر ديدگاه صدرالمتألهين در موضع نخست، يعنى اتحاد نفس با عقل فعال در ادراك عقلى انتقاد دارد و ادعاى اتحاد نفس با عقل فعال از ابتداى پيدايش ادراك عقلى را ناتمام مى داند. نفس تنها پس از طى مراتب اشتداد جوهرى به اتحاد با عقل فعال دست مى يابد كه همان موضع دوم مدعاى صدرالمتألهين است. مقصود از اين اتحاد نيز، استكمال ذاتى نفس و تبدل آن به عقل است. به اعتقاد نگارنده در اينجا نيز پرسشى مهم پيشاروى صدرالمتألهين است كه اگر چند نفر از انسان ها به مرتبه اتحاد با عقل فعال دست يافتند، آيا بايد معتقد به كثرت عددى عقل فعال باشيم؛ درحالى كه صدرالمتألهين معتقد است كه «هر عقلى نوع منحصر به فرد است»؟ نگارنده اين قاعده را نيز داراى اشكال مى داند.

 

كليدواژه ها: نفس، عقل فعال، عقل مستفاد، تكامل نفس انسان، اتحاد نفس با عقل فعال.



[1] استاديار مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران.       Mabd1357@gmail.com

دريافت: 14/8/92               پذيرش: 11/4/93

سال انتشار: 
12
شماره مجله: 
45
شماره صفحه: 
59
محتوای تغذیه