تكامل

تكامل و پويايى انسان اخروى در چشم انداز صدرائى

 سال نهم، شماره چهارم، تابستان 1391، 41ـ70

سيدمهدى امامى جمعه*
 منصوره السادات وداد**

چكيده

با توجه به اينكه از نظر فلسفى عوالم اخروى خالى از هرگونه ماده و قوه انفعالى است، حركت و تغيير كه به معناى از قوه به فعل شدن است، در آن عوالم بى معناست. تكامل نيز چون قرين با حركت است، همين حكم را خواهد داشت؛ اما ملّاصدرا در عباراتى از تبدلات و استكمالات اخروى سخن مى گويد. اين مقاله به دنبال يافتن منظور ملّاصدرا از چنين عباراتى است. پاسخ به اين پرسش، چشم انداز كلى ملّاصدرا به عالم آخرت و نظام آن را روشن مى سازد. بنابراين در اين نوشتار سخنان وى را در اين زمينه بررسى كرده و روشن ساخته ايم كه از نظر وى لزوما در معناى تكامل و تغيير، حركت لحاظ نمى شود، بلكه او از آنها معنايى اعم از حركت دارد. سرانجام بنابر اين مبانى، امكان تكامل و تغييرات دفعى و نيز استكمالات علمى و وقوع آنها در آخرت روشن شده است. بر اساس اين ديدگاه بايد گفت فلسفه زندگى انسان با بى حدى گره خورده است، تا آنجاكه حتى در بهشت اخروى، سير به سوى حضرت حق و بى نهايت مطلق با شتابى بيشتر خواهد بود.

كليدواژه ها: نفس انسان، حركت، تغيير، تكامل، عوالم اخروى، ملّاصدرا، حكمت متعاليه.

سال انتشار: 
9
شماره مجله: 
36
شماره صفحه: 
41

تكامل برزخى در حكمت متعاليه و كتاب و سنت

سال نهم، شماره سوم، بهار 1391، 11ـ44

احمد سعيدى*

چكيده

بر اساس بسيارى از آموزه هاى شريعت مقدس اسلام، حركت جوهرى انسان پس از مرگ نيز ادامه دارد. ملّاصدرا نيز در پاره اى موارد چنان سخن گفته كه گويى حركت روح در عوالم غيرمادى را پذيرفته است. با اين وجود، وى غالبا ترك بدن را رهايى از تحول دانسته و مرگ را پايان حركت نفس اعلام كرده است. به هر حال، جدا از رأى نهايى و عقيده شخصى ملّاصدرا، از بسيارى عبارات و مبانى حكمت متعاليه مى توان استفاده كرد و تصويرى عقلى از تداوم حركت نفس پس از بدن ارائه داد. مقاله حاضر، تلاشى است براى تبيين خردپسند حركت مزبور در چارچوب مبانى حكمت صدرايى.

كليدواژه ها: تكامل، حركت، نفس، برزخ، حكمت متعاليه.

سال انتشار: 
9
شماره مجله: 
35
شماره صفحه: 
11

براهين ابطال تناسخ در حكمت متعاليه در بوته نقد

سال پنجم، شماره دوم، زمستان 1386، 96ـ53

رحيم قرباني[129]

چكيده

انتقال ارواح از بدن‏هاي مادي به بدن‏هاي مادي ديگر به هنگام مرگ، كه «تناسخ» ناميده مي‏شود، ازسوي برخي از انديشمندان مطرح شده است تا مسئله كمال نفس انساني را توجيه كنند. اين توجيهدلايل گوناگوني داشته است و خاستگاه‏ها و نتايج متفاوتي دارد كه نوشتار حاضر به بررسي برخي ازجنبه‏هاي آن مي‏پردازد. اين مقاله پس از تعريف «تناسخ»، به ذكر اقسام آن مي‏پردازد و تناسخ روحانسان‏هاي تكامل‏يافته، روح انسان‏هاي متوسط و روح انسان‏هاي پست را بر اساس مباني «حكمتمتعاليه» به نقد و بحث گذاشته است. ملّاصدرا براهين ابطال تناسخ را، كه توسط گذشتگان ارائهشده‏اند، ناقص و در برخي موارد، نادرست دانسته و به اين دليل، استدلال‏هاي ويژه‏اي را بر پايهفلسفه خودش مطرح كرده است. اين در حالي است كه برخي از براهين خود ملّاصدرا نيز به دليلابتناي آنها بر طبيعيات قديم، نادرست مي‏نمايد. با توجه به بررسي‏هاي اين نوشتار، موارد درست ونادرست تناسخ، وضوح بيشتري مي‏يابند.

كليدواژه‏ها: تناسخ، نفس، بدن، عوالم، انتقال، تكامل، تطوّر، تحوّل.

سال انتشار: 
5
شماره مجله: 
17
شماره صفحه: 
53
محتوای تغذیه