<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle></JournalTitle>
                <Issn></Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>08</Month>
                    <Day>11</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>درآمدی بر قاعدة فلسفی «کل ممکن زوج ترکیبیّ» در بستر تطورات نظام های فلسفی در فلسفه اسلامی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5001533</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>سیدصابر</FirstName>
            <LastName>رضایی</LastName>
            <Affiliation>دانشجوی دکتری - باقرالعلوم ع قم</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0001-4010-6411</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2025</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>09</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» یکی از قواعد بنیادین فلسفی است که در مباحث متنوعی مانند «بساطت واجب متعال»، «صدور کثیر از واحد» و «اصالت الوجود و اعتباریت ماهیت» کاربرد دارد. این قاعده ریشه در آثار ابن‌سینا دارد و در طول تاریخ فلسفه اسلامی توسط فیلسوفانی چون خواجه نصیرالدین طوسی، میرداماد، صدرالمتألهین و ملاهادی سبزواری توسعه یافته است. با این حال، ابعاد مختلف این قاعده در کتاب‌های فلسفی به‌صورت مستقل تبیین نشده و اغلب به‌طور ضمنی در مباحث مختلف مطرح گردیده است.
پژوهش حاضر به تحلیل جامع این قاعده و پاسخ به پرسش‌هایی نظیر مفهوم ترکیب در این قاعده (ترکیب جنس و فصل، وجود و ماهیت، قوه و فعل، یا امکان و وجوب بالغیر)، موطن صدق آن (ذهن یا خارج)، و نسبت آن با نظام‌های فلسفی همچون اصالت وجود و اصالت ماهیت پرداخته است. این پژوهش ضمن ارائه سه تقریر اصلی از قاعده، تطورات مفهومی آن را در بستر فلسفه اسلامی با تأکید بر آرای صدرالمتألهین و نوصدرائیان تحلیل می‌کند.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مفهوم ترکیب در این قاعده به‌طور مستقیم با دیدگاه فلسفی فیلسوفان نسبت به رابطه وجود و ماهیت در ارتباط است و تغییر در نظام‌های فلسفی می‌تواند به تغییر در معنای قاعده منجر شود.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
