<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>4</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>11</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>علم حضوری (پیشینه، حقیقت و ملاک تحقق)</VernacularTitle>
            <FirstPage>11</FirstPage>
            <LastPage>52</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">324</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمد</FirstName>
            <LastName>حسین زاده یزدی</LastName>
            <Affiliation>استاد - گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0004-8961-876X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>11</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;آموزه «علم حضوری» به رغم بنیادین بودن و سابقه دیرین آن، چنانکه بایسته و شایسته است، بدان توجه نشده و مورد تحقیق و بررسی قرار نگرفته است. در حکمت و کلام اسلامی، علم حضوری یا «شهود» پیشینهای دیرین دارد و تا عصر فارابی قابل پیگیری است. به نظر میرسد برای اولین بار، ابنسینا بود که آموزه معرفت حضوری را روشنتر از فارابی مطرح نمود و از آن بهرهبرداری کرد. با این ابتکار، تحوّلی ژرف در فلسفه و معرفتشناسی بنیان نهاده شد. با نگاهی گذرا به آثار ابنسینا، به نتایج شگفتانگیزی در این بحث رهنمون میشویم. پس از ابنسینا، شیخ اشراق قلمرو علم حضوری را گسترش داد و نمونههای متعددی را بدان افزود. دیدگاه شیخ اشراق در این مسئله، نقطه عطفی است که موجب شد تا علم حضوری تقریباً مقبولیت همگانی بیابد. در عصر وی، میتوان این آموزه را مطرح و اصطلاحی جا افتاده یافت. این مقاله با استفاده از آثار موجود، به بررسی تعریفهای گوناگون از علم حضوری و نیز ملاک تحقق آن میپردازد. حاصل این تتبع آن است که ملاک تحقق علم حضوری، اتصال و حضور است. اما منشأ حضور و اتصال چیست؟ انواع گوناگونی برای آن قابل تصور است که بر اساس استقرا مطرح شدهاند.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">علم حضوری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">شهود</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">علم حصولی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">معرفت حاضرانه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اتحاد عالم و معلوم</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اتصال وجودی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
