<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>3</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>قانون طبیعی و نقش آن در فلسفه حقوق یونان باستان</VernacularTitle>
            <FirstPage>131</FirstPage>
            <LastPage>167</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">322</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمدحسین</FirstName>
            <LastName>طالبی</LastName>
            <Affiliation>دانشیار - فلسفه حقوق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0001-8225-4335</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;آموزه «قانون طبیعی» در حوزه تفکر بشر، دارای سابقه ای دیرینه است. این آموزه مشتمل بر گستره پهناوری از نظریه هاست که از زمان تمدن یونان باستان، در حوزه های علوم اجتماعی نقش محوری ایفا کرده است. با وجود اینکه آموزه «قانون طبیعی» در خلال قرن های متمادی به گونه هایی متفاوت تفسیر شده است، اما همه این قرائت ها در چند اصل ثابت اتفاق نظر دارند: این اصول واقعی اند، نه اعتباری؛ وابسته به طبیعت جهان یا طبیعت بشرند؛ در ذات خود مبانی عقلی برای قواعد اخلاقی محسوب می شوند و می توانند بنیاد همه شاخه های علوم اجتماعی قرار گیرند. قانون طبیعی با قانون بشری تفاوت بسیار دارد؛ قانون زندگی است که طبیعت بشر یا طبیعت جهان آن را الهام می کند. نظریه های مربوط به «قانون طبیعی» به دو دسته سنّتی و جدید تقسیم می شوند: نظریه های سنّتی مشتمل بر سه دوره طولانی است: دوره یونان باستان، دوره روم باستان و دوره مسیحیت (قرون میانه). این نوشتار به شرح مختصری درباره «قانون طبیعی» در دوره یونان باستان همراه با ذکر نکاتی انتقادی نسبت به آن می پردازد.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عدالت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">طبیعت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قانون طبیعی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">پیش سقراطیان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سوفسطاییان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فیلسوفان یونان باستان.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
