<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>3</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>حواس باطنی از منظر معرفت‌شناسی</VernacularTitle>
            <FirstPage>65</FirstPage>
            <LastPage>108</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">320</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمد</FirstName>
            <LastName>حسین زاده یزدی</LastName>
            <Affiliation>استاد - گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0004-8961-876X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;گرچه بررسی حواس باطنی از منظر معرفت شناسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و تفکیک میان ساحت معرفت شناختی و وجودشناختی آنها مشکل به نظر می رسد، اما در میان انبوه مباحث، می توان مطالبی یافت که صبغه معرفت شناختی دارند. این نوشتار پس از تعریف «حس باطنی» و طبقه بندی آن، نگاهی گذرا به «حس مشترک» و خزانه آن، و «خیال» و قلمرو و کارکردهای آنها دارد و ادراک خیالی (تخیّل) را از ابعاد و ساحت های گوناگون، به ویژه از بعد خطاپذیری و خطاناپذیری، بررسی کرده است. در ادامه، به حافظه، قلمرو، کارکردها و ویژگی های آن می پردازد و اعتبار آن را ارزیابی می کند. به نظر می رسد حافظه مولّد معرفت یقینی نیست، بلکه راه یا ابزاری ثانوی است که معرفت ها را حفظ و نگه داری می کند و با یادآوری، آنها را در عرصه ذهن حاضر می سازد. هرگاه کوچک ترین تردیدی نسبت به نتایجی که در ذهن داریم حاصل شود، می توان استدلال های آنها را مرور و ارزیابی کرد و در نتیجه، معرفت یقینی خود را تثبیت نمود. اگر صرفاً به حافظه استناد گردد و تنها بدان اکتفا شود، نمی توان از خطا ایمن بود.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حافظه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ادراک خیالی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حس مشترک</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حضوری بودن تخیّل</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">خطاپذیری حافظه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قلمرو و کارکردهای حواس باطنی.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
