<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>19</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2022</Year>
                    <Month>08</Month>
                    <Day>27</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>ارزیابی دیدگاه زگزبسکی درباره اعتماد به دیگری به‌مثابه توجیه باور</VernacularTitle>
            <FirstPage>21</FirstPage>
            <LastPage>44</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">3080</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>مهدی</FirstName>
            <LastName>شکری</LastName>
            <Affiliation>دکتری - کلام اسلامی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0001-1151-5400</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2022</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>11</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;زگزبسکی با انکار اصل مساوات عقلانی، باور را با مرجعیت یعنی رجوع به دیگری، موجه می کند. او برای توضیح این شیوه، از اعتماد به قوای شناختی و حالات هیجانی-احساسی خود آغاز می کند. به نظر زگزبسکی اعتماد شناختی به خود، دارای دو سطح اعتماد ارتکازی و اعتماد متأملانه است. در ابتدا فاعل شناسا بی درنگ به قوای شناختی اش اعتماد می کند، اما در ادامه حتی با آگاهی از آسیب هایی که به کارکرد قوای شناختی صدمه می زند، به قوای شناختی اعتماد می کند، زیرا برای داشتن یک زندگی عادی چاره ای غیر از این ندارد. تنها کاری که فاعل شناسا می تواند انجام دهد آن است که از روی وظیفه شناسی و جدیت از قوای شناختی اش بهره ببرد. به نظر زگزبسکی، نمی توان به طور سازواری به قوای شناختی خود اعتماد کنیم و به دیگران بی اعتماد باشیم، زیرا با بی اعتمادی به دیگران دچار خودگرایی شناختی می شویم؛ ازاین روی اگر فاعل شناسای دیگر از قوای شناختی اش در چنین وضعیتی بهره ببرد، به باور او اعتماد می کنیم. زگزبسکی برخی حالات عاطفی -هیجانی مانند احساس تحسین را قابل اعتماد می داند و به آن در وضعیت وظیفه شناسی و جدیت اعتماد می کند. از جمله کارکردهای این حالات عاطفی-هیجانی، تشخیص الگوی قابل اعتماد است. نوشتار پیش روی تلاش می کند تا این دیدگاه را شرح دهد و در حد بضاعت ارزیابی کند. واکاوی این دیدگاه از آن روی اهمیت دارد که در تراث اسلامی نیز مراجعه به خبره، اصلی مهم محسوب می شود، اما مبنای آن از دیدگاه مورد بحث متفاوت است.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">توجیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">لیندا زگزبسکی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اعتماد به دیگری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اعتماد به خود</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://marefatfalsafi.nashriyat.ir/sites/marefatfalsafi.nashriyat.ir/files/article-files/2_30.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
