<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>29</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>سنجش نظریه اتحاد وجودی ـ  تغایر تحلیلی جوهر و عرض استاد فیاضی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">3029</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>عبدالرسول</FirstName>
            <LastName>عبودیت</LastName>
            <Affiliation>استاد</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0003-1334-3299</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>29</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">در باب رابطه وجودی جوهر و عرض دو دیدگاه &amp;nbsp;کلان وجود دارد؛ اتحاد وجودی و تغایر وجودی. استاد فیاضی با اتخاذ مبانی خاص در باب معنا، مفهوم و مصداق، نظریه اتحاد وجودی را تقویت کرده است. وی برای دیدگاه مذکور از یک مبنای عام، یک دلیل و یک مؤید بهره برده است. مبنای عام دیدگاه مذکور این است که &amp;laquo;تعدد معانی، مستلزم تعدد وجود نیست&amp;raquo; و در نتیجه یک وجود می تواند مستجمع معانی متعدد شود. و معنی در دیدگاه استاد فیاضی محکیِ مفهوم است و موطن آن همان جایی است که مصداق آن مفهوم واقع است؛ ما در این&amp;not;جا با روش تحلیلی اثبات کرده&amp;not;ایم مدعای مورد بحث مردود است، زیرا نه شاهد یاد شده قابل قبول است و نه مبنای نظریه مذکور یعنی، نظریه معنا به شکلی که در این دیدگاه موردر نظر است صحیح است و نه دلیل ادعا شده را می توان پذیرفت.&amp;nbsp;</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
