<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>17</Volume>
                <Issue>2</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2020</Year>
                    <Month>02</Month>
                    <Day>19</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تحلیلی فلسفی از جهان‌های اعتباری؛ جهان ـ ذهن و جهان ـ ساخت</VernacularTitle>
            <FirstPage>13</FirstPage>
            <LastPage>29</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2828</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>عبدالله</FirstName>
            <LastName>فتحی</LastName>
            <Affiliation>استادیار - گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0003-0132-3370</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2019</Year>
                    <Month>02</Month>
                    <Day>12</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;انسان به طور طبیعی و عادی این گونه می اندیشد که با اشیای طبیعی همان گونه که هستند، تعامل دارد. این پندار تا حدودی درست است؛ لکن برخی اندیشمندان متأخر در تبیین لایه ای عمیق تر از حیات انسانی معتقدند که بشر در طبیعت صرف، زندگی نمی کند؛ زیرا بسیاری از اشیا در زندگی این موجود عجیب، معانی طبیعی خود را ندارند و انسان در تعامل با طبیعت این اشیا را آن گونه که هستند در نظر نمی گیرد، بلکه آنها در زندگی انسان معانی ویژه ای دارند که حاصل فاعلیت ذهنی انسان است. این اندیشمندان مسئله زیست انسان در جهان هایی ساختگی را مطرح می سازند و هریک در تبیین آن، راهی ویژه برگزیده اند؛ اما نویسنده پژوهش مفصلی درباره چیستی عمل اعتبار و واقعیت های اعتباری انجام داده و نظریه جدیدی در این زمینه دارد که از آن با عنوان «نظریه واقعیت های اعتباری» یاد می کند. بر پایه این نظریه، انسان بر اساس اموری که می توان آنها را زمینه های اعتبار نامید، برای هر چیزی که با آن تعامل دارد، هویت هایی ذهنی ایجاد می کند که معنا و واقعیت آن شیء برای وی خواهد بود. هویت های ذهنی مزبور وقتی که در کنار هم و به صورت مجموعی در نظر گرفته شوند، جهانی را می سازند که می توان آن را جهان اعتباری یا ساخته انسان دانست. براین‎اساس انسان در فرایند حیات خود دو جهان اعتباریِ جهان ـ ذهن و جهان ـ ساخت را ایجاد، و در آن زیست می کند.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اعتبار</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جهان ـ ذهن</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">امور اعتباری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جهان‌های اعتباری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جهان ـ زیست</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جهان ـ ساخت</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://marefatfalsafi.nashriyat.ir/sites/marefatfalsafi.nashriyat.ir/files/article-files/1_19.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
