<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>17</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2019</Year>
                    <Month>11</Month>
                    <Day>10</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>بررسی آرای معرفت‌شناختی ویلفرد سلرز</VernacularTitle>
            <FirstPage>113</FirstPage>
            <LastPage>128</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2766</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>عباسعلی</FirstName>
            <LastName>امیری</LastName>
            <Affiliation>دکتری - حکمت متعالیه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">00000000000000000000</Identifier>
        </Author>
                <Author>
            <FirstName>محمد</FirstName>
            <LastName>حسین زاده یزدی</LastName>
            <Affiliation>استاد - گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0004-8961-876X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2019</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>13</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;در طول تاریخ معرفت شناسی حملات فراوانی به نظریه مبناگرایی شده است. به جرئت می توان گفت که هیچ کدام آنها به اندازه حمله ای که سلرز به مبناگرایی کرده، از اهمیت برخوردار نیست. در واقع سلرز با نقد «داده» و اسطوره خواندن آن، که بنیان مبناگرایی تجربی را تشکیل می دهد، اساس باورهای غیراستنتاجی را برای منتهی شدن به معرفت فرو می ریزد. در پی نقدهای سلرز به «داده» بحرانی عمیق دامن گیر مبناگرایی تجربی‎مسلکان می گردد که سلرز می کوشد با طرح مبـاحث بدیعی مانند فضـای مـنطقی دلایل، نومینالیــسم روان شـناسانه و رفتارگرایی روش شناسـانه در معرفت شناسی، راه حل مناسبی برای بحرانی که خود آن را پدید آورده بیابد. بارزترین نتیجه حملات سلرز به مبناگرایی تجربه گرایان نفی «آگاهی مسـتقیم» فاعل شناساست. فیلسوفان مـسلمان بر این باورند که نفی «آگاهی مستقیم» اساس هرگونه معرفتی در فاعل شناسا را ویران خواهد کرد و دسترسی به معرفت را از جانب وی مخدوش می سازد. بررسی دیدگاه سلرز در نفی «آگاهی مستقیم» و ارزیابی راه حل جای گزین آن از اهداف مقاله حاضر است.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">علم حضوری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">داده</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سلرز</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فضای منطقی دلایل</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">رفتارگرایی روش‌شناسانه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">نومینالیسم روان‌شناسانه</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://marefatfalsafi.nashriyat.ir/sites/marefatfalsafi.nashriyat.ir/files/article-files/8_11.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
