<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>16</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2019</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>19</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>بررسی سه جزئی یا دو جزئی بودن تحلیل ارسطو از قضیه حملی</VernacularTitle>
            <FirstPage>55</FirstPage>
            <LastPage>70</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2663</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>احمد</FirstName>
            <LastName>حمداللهی</LastName>
            <Affiliation>دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2017</Year>
                    <Month>08</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;هدف اصلی نوشتار حاضر بررسی و تبیین دو جزئی یا سه جزئی بودن تحلیل ارسطو از گزاره حملی و نقد برخی آرا و دیدگاه های مطرح در این زمینه است. در این مقاله کوشیده ایم با استناد به آثار ارسطو نشان دهیم: اولاً از دیدگاه ارسطو، هرچند تحلیل زبانی گزاره حملی می تواند دوجزئی یا سه‎جزئی باشد، اما در مقام تحلیل منطقی، گزاره حملی همواره از دو جزء اصلی اسم (موضوع) و فعل (محمول) تشکیل می شود و نسبت یا رابطه، به دلیل گنجانده شدن در معنای فعل (محمول)، جزء مستقلی به شمار نمی‎آید و بر همین اساس نسبت دادن تحلیل سه‎جزئی گزاره حملی به ارسطو، به عنوان یک تحلیل منطقی، نادرست است؛ ثانیاً برخلاف بعضی آرا و دیدگاه ها، ما در آثار منطقی ارسطو با دو تحلیل متفاوت از گزاره حملی مواجه نیستیم و مبنای بحث های وی درباره «قیاس» در آثار منطقی متأخرش (تحلیلات اولیه) همان تحلیل دوجزئی ای است که وی در آثار منطقی اولیه اش (درباره عبارت) به دست داده است. روش اصلی ما در این پژوهش، رجوع به متن سخنان ارسطو، و در موارد لازم مفسران و پیروان یا منتقدان ارسطو؛ دقت و تأمل در آنها؛ و تحلیل، استنباط و نتیجه گیری بر اساس آنها بوده است.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ارسطو</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">رابطه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">نظریه تعویض‌پذیری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اسم (موضوع)</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فعل (محمول)</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اجزای گزاره حملی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://marefatfalsafi.nashriyat.ir/sites/marefatfalsafi.nashriyat.ir/files/article-files/4_17_0.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
