<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>روش‌شناسی حکمت متعالیه</VernacularTitle>
            <FirstPage>27</FirstPage>
            <LastPage>62</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">262</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>احمد</FirstName>
            <LastName>ابوترابی</LastName>
            <Affiliation>فلسفه</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0006-4359-658X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;برای حکمت متعالیه صدرالمتألهین دو معنا می توان در نظر گرفت: یکی، «فلسفه اولی» و دیگری، مکتبی است که با روش ویژه ای، مسائل فلسفی را بررسی می کند. روش شناسی حکمت متعالیه از دیدگاه صدرالمتألهین و نقد و بررسی آن، موضوع این مقاله است. پیروی از این روش، طبعا، دستاوردهای متفاوت با دستاوردهای فلسفه مشّاء و علم کلام و حتی اندکی متفاوت با دستاوردهای شیوه اشراقی و عرفانی خواهد داشت. شیوه حکمت متعالیه دارای دو بُعد سلبی و ایجابی است. ناکفایتی عقل برای دست یابی به حقایق و نارسایی عرفان برای ادراک حقایق و زیان های سطحی نگری و ظاهربینی در بررسی شریعت در بُعد سلبی این مکتب بیان می شود. نقش عقل و وجدان عرفانی و کیفیت امتزاج برهان و وجدان و نقش شریعت در ورای این دو علم به عنوان مصحّح و مؤیّد عقل و عرفان و هماهنگی راه برهان، وجدان و شریعت در وصول به حقایق در بُعد اثباتی این مکتب جا دارد. این مکتب هدف از تعلیم و تعلّم را تنها دست یابی به مجموعه ای از مفاهیم و اصطلاحات و گزاره های ذهنی نمی داند، بلکه هدف را معرفتی می داند که با کمال نفسانی صاحب معرفت همراه است. امتیاز دیگر این مکتب آن است که روش تحقیق آن بر معرفت شناسی متقنی مبتنی است، در عین حال، دارای نارسایی هایی نیز هست و راه نقد در آن مسدود نیست.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حکمت متعالیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عرفان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اشراق</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش‌‌شناسی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">وجدان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">مکاشفه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سیره عقل</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
