<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>6</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>04</Month>
                    <Day>24</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>مقایسه آموزه «جوهر» در دو کتاب مقولات و متافیزیک ارسطو</VernacularTitle>
            <FirstPage>153</FirstPage>
            <LastPage>171</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">236</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>سیداحمد</FirstName>
            <LastName>حسینی</LastName>
            <Affiliation>دکتری - رشته کلام مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                <Author>
            <FirstName>رضا</FirstName>
            <LastName>اکبریان</LastName>
            <Affiliation></Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>06</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;ارسطو آموزه جوهر را عمدتآ در دو کتاب مقولات و متافیزیک مطرح کرده است. مطالعه این دو کتاب، ممکن است این مطلب را به ذهن متبادر سازد که گویا ملاک هاى مطرح شده براى جوهر، در این دو کتاب، کاملا بر هم منطبق نیستند؛ بلکه ملاک هاى پیشنهاد شده براى جوهر و در نتیجه، مصادیق جوهر، در این دو اثر، با هم تفاوت دارند. گذشته از تأثیرى که ممکن است گذر زمان و تحول فکرى ارسطو به جا گذاشته باشد، اختلاف موجود در میان این دو کتاب را مى توان به اختلاف در رویکردهاى اتخاذ شده در هریک از دو کتاب بازگرداند. در کتاب مقولات، که به واقع اثرى منطقى ـ فلسفى شمرده مى شود، به جنبه هاى ذهنى و ارتباط میان مفاهیم نیز پرداخته شده است؛ از این رو، در کتاب یادشده، برخى از مفاهیم کلّى ذهنى هم به نوعى «جوهر» ـ البته در معناى ثانوى آن ـ دانسته شده اند. امّا در کتاب متافیزیک، رویکردى کاملا مابعدالطبیعى اتخاذ شده است؛ بنابراین، در این کتاب، از جواهر ثانوى سخنى به میان نمى آید. ارسطو در متافیزیک جواهر را به عنوان مصادیق واقعى موجود معرفى مى کند؛ بر این اساس، از نظر ارسطو، مطالعه واقعیت به مطالعه جواهر خلاصه مى شود، و موضوع فلسفه «جوهر» است. گفتنى است که تنها با نوآورى هاى فیلسوفانى چون فارابى و ابن سینا بود که فلسفه وجود، جایگزین فلسفه جوهر گردید. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ارسطو</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جوهر</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ملاک‌هاى جوهر</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">مقولات</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">متافیزیک.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
