<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>5</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2008</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>علم‏گرایی انسان‏محور کانت و تأثيرات آن بر نظريه اخلاقى و دينى او</VernacularTitle>
            <FirstPage>245</FirstPage>
            <LastPage>275</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2316</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>قدرت الله</FirstName>
            <LastName>قربانی</LastName>
            <Affiliation>استادیار - فلسفه دانشگاه خوارزمی</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>15</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;نگرش کانت به علم، به ویژه علم تجربی و پیشرفت‏های فزاینده آن و سپس تبیین و نقّادی مابعدالطبیعه بر این اساس، پس از او تأثیرات گسترده‏ای داشته است که هنوز هم ادامه دارد. در این فرایند، کانت معیارهای علم یقینی را، که متأثر از علوم تجربى‏اند، در امکان صدور حکم تألیفی، تجربی بودن، محدودیت در عرصه تجربه و مانند آن ذکر کرده و مابعدالطبیعه و دین را از حوزه یقین علمی خارج ساخته است. از سوی دیگر، کانت از ادامه‏دهندگان خط فکر انسان‏محوری (سوبژکتیویسم) در غرب است و تا حدّی آن را به اوج رسانده. در نتیجه این امر، انسان کانتی ضمن محدود شدن در عرصه عالم پدیدار، تنها خود را محور هستی و حقیقت مى‏پندارد که با محرومیت از مابعدالطبیعه عقلانی، تلاش دارد برای خود، اخلاق و دین مورد نظر را وضع نماید. ویژگی این اخلاق آن است که صرفا یک اخلاق انسانی و تنها در خدمت خواست‏ها و تمایلات انسان قرار دارد و از هرگونه معیار و ارزش‏های الهی تهی است. این ویژگی در نگرش دینی کانت نیز تداوم مى‏یابد، تا آنجا که او اخلاق را اساس دین دانسته و برای انسان‏ها دین اخلاقی عقلانی تهی از مبدأ الهی تجویز کرده است. این همان انسانی کردن حقایق الهی و راززدایی از هستی توسط کانت و مهم‏ترین نتیجه آن نسبى‏گرایی است.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تکلیف</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اراده</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سعادت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فضیلت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تجربه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">انقلاب کوپرنیکی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">انسان‏محوری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">انسانی شدن</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">دین.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
