<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>5</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2008</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>قضایای تحلیلی و ترکیبی (كاوشى در تعاريف قضاياى تحليلى و تركيبى)</VernacularTitle>
            <FirstPage>11</FirstPage>
            <LastPage>60</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2310</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>احمد</FirstName>
            <LastName>ابوترابی</LastName>
            <Affiliation>فلسفه</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0006-4359-658X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2008</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>03</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;تعاریف متعددی از قضایای (یا احکام) تحلیلی در فلسفه غرب شده است. تعریف لایبنیتز، هیوم، کانت، آیر، میل، فرگه و کواین از جمله مهم‏ترین تعاریف قضایای تحلیلی در فلسفه غرب است. این تعاریف به لحاظ مصداق در سه دسته اخص، خاص و اعم قرار مى‏گیرند. برای دست‏یابی به تعریف صحیح، باید دید کدام تعریف با اهداف و مبانی این تقسیم سازگارتر است. در این مقاله، پس از تعیین اهداف و مبانی فیلسوفان غرب در این تقسیم، نشان داده شده است که هیچ‏یک از تعاریف فلسفه غرب با مبانی فلسفی آنها و با اهداف موردنظرشان سازگار نیست؛ زیرا مهم‏ترین هدف این تقسیم تفکیک حقایق عقل از حقایق واقع یا تفکیک حقایق اولیه عقل از حقایق مشتقه عقل است که این هدف نسبت به قضایای حملی و شرطی از یک‏سو، و قضایای سالبه و موجبه از سوی دیگر، و قضایای صادق و کاذب و... یکسان است. اما هیچ‏کدام از تعاریف نمى‏تواند همه انواع قضایا را دربر گیرد. به علاوه، هر یک از تعاریف ارائه شده از فلاسفه غرب، دارای نارسایى‏ها و ضعف‏های دیگری است. از این‏رو، تعریف دیگری به عنوان تعریف مختار مؤلف ارائه شده است که به نظر مى‏رسد هیچ‏یک از نارسایى‏های مذکور را ندارد. تعریف مختار اخص از تعریف اعم و اعم از تعریف خاص است، از این‏رو، مجموع تعاریف قضایای تحلیلی در چهار دسته اخص، خاص، عام و اعم قرار مى‏گیرند.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قضایای تحلیلی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قضایای ترکیبی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حقایق اولیه عقل</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اصل عدم تناقض</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اصل هوهویت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">لوازم معنا</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
