<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>20</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>از فلسفه ارسطویی تا فلسفه اسلامی</VernacularTitle>
            <FirstPage>27</FirstPage>
            <LastPage>54</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2286</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>عبدالله</FirstName>
            <LastName>جوادی آملی</LastName>
            <Affiliation></Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;این مقاله، که به عنوان پیام به همایش «ارسطو؛ پلی بین شرق و غرب» ارائه شده، در چند بخش تنظیم گردیده است: ابتدا به بیان هویّت ارسطو و شخصیت فلسفی او و عواملی که در شکل دهی آن تأثیر داشته، پرداخته است، و به عوامل درونی از جمله نبوغ اندیشه و طهارت انگیزه، و عوامل بیرونی از جمله مهارت استاد و پرورش شاگردان مستعد در حوزه فلسفی او اشاره می کند. آن گاه پس از بیان معیار و عنصر محوری «اسلامی بودن علوم»، به معیار اسلامی بودن فلسفه می پردازد. در ادامه، سیری اجمالی در فلسفه اسلامی دارد و مراتب گوناگونی برای صدق وصف «اسلامی» بر فلسفه ترسیم می کند. سپس به بحث عقلانیت در اسلام می پردازد و نمونه هایی از تعقّل گرایی اسلامی ارائه می دهد. در پایان، سیری اجمالی در مکتب ارسطو دارد، نام گذاری فلسفه ارسطو به «مشائی» را فاقد پیام معرفتی می داند و پس از بیان برخی آراء ارسطو، به نقد آنها از دیدگاه فلسفه اسلامی می پردازد.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فلسفه اسلامی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عقلانیت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حکمت متعالیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">افلاطون</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ارسطو</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تعقّل‌‌گرایی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
