<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2003</Year>
                    <Month>09</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تقسیم تحلیلی و ترکیبی قضایا</VernacularTitle>
            <FirstPage>233</FirstPage>
            <LastPage>249</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">161</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>حسن</FirstName>
            <LastName>عبدی</LastName>
            <Affiliation>دانشیار- گروه فلسفه دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">کد ارکید https://orc</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>02</Month>
                    <Day>29</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;در این مقاله، ابتدا تاریخچه اجمالی تقسیم تحلیلی و ترکیبی قضایا مطرح شده است؛ تحلیلی و ترکیبی به عنوان روش، به عنوان تقسیمی برای قضایا و به عنوان مکتبی فلسفی. سپس، نویسنده ضمن بیان اختلاف در چیستی این مقسم، با اشاره به تمایز میان اصطلاحات جمله، گزاره، قضیّه و حکم معتقد است اگر چه کانت مقسم را احکام قرار داده اما در واقع مقسم همان قضیّه است؛ چرا که وی در این مسئله به جنبه روان شناختی نظر داشته که در مباحث معرفت شناسی موضوعیت ندارد. در فراز بعدی سه معیار عمده زیر برای تحلیلی بودن قضایا مطرح و نقادی شده است: الف. قضیّه تحلیلی قضیّه ای است که محمولِ آن به منزله چیزی به نحو ضمنی در مفهومِ موضوع مندرج باشد؛ ب. قضیّه ای که تنها کافی است نفی آن به تناقض بینجامد؛ ج. هر گاه صدق قضیّه از واژگان به کار رفته در آن به دست آید، قضیّه تحلیلی خواهد بود. در پایان نگاهی تطبیقی به تقسیم قضایا به تحلیلی و ترکیبی در فلسفه غرب و تقسیم حمل [قضایا] به حمل اولی و حمل شایع صناعی در فلسفه اسلامی شده است.&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تحلیلی و ترکیبی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حمل شایع و حمل اولی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قضایای ضروری و ممکن</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قضایای پیشینی و پسینی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
