<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت فلسفی</JournalTitle>
                <Issn>1735-4545</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2003</Year>
                    <Month>09</Month>
                    <Day>23</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>الحاد، شک، یا ایمان؟</VernacularTitle>
            <FirstPage>43</FirstPage>
            <LastPage>59</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">154</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>هادی</FirstName>
            <LastName>صادقی</LastName>
            <Affiliation>استادیار - دانشکده علوم حدیث</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2004</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>28</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;میشل اسکریون مقاله خود را با نگاهی کوتاه به مفهوم (ایمان) و ارتباط آن با (عقل) آغاز می کند. به نظر او، ایمان حوزه ای در برابر عقل و مستقل از آن نیست و می تواند مستند به شواهد باشد. توجیه ایمان زمانی صورت می پذیرد که بتوان درستی اعتماد و ایمان را از راه های معمول اثبات کرد. وی پاسخ نتایج ابطال ادلّه را بررسی می کند و می گوید: در صورتی که ادلّه خداشناسان ابطال شد، موضع معقولی که می توان گرفت الحاد است، نه لاادری گری. آن گاه در برابر شکّاکان به دسته بندی دعاوی بر مبنای میزان شواهد می پردازد. اسکریون در انتهای مقاله، ترکیب ادلّه را نقد می کند و شرایطی برای ترکیب ادلّه بیان می دارد و معتقد است: این کار در علوم تجربی امکان پذیر است، اما با به کارگیری آن در الهیّات، چندان موافق نیست. نظریه اسکریون به تفصیل در چهار قسمت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد:&lt;/p&gt;
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ایمان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عقل</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">الحاد</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
