نقد

تحلیل و نقد پساپدیدارشناسی در پژوهش‌های موردی فناورانه

* حمید احمدی هدایت / دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد     h.hedayat@cfu.ac.ir
محسن فرمهینی فراهانی / دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شاهد    farmahinifar@yahoo.com
سعید ضرغامی / دانشیار گروه فلسفة تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی    zarghamii2005@yahoo.com
رقیه موسوي / دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شاهد    mousavi@shahed.ac.ir
دريافت: 16/04/98                  پذيرش: 17/11/98
چکيده
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و نقد پساپدیدارشناسی در پژوهش‌های موردی فناورانه می‌باشد. این پژوهش، به دنبال پاسخ‎گویی به دو پرسش اساسی است؛ نخست اینکه چه تحلیلی از پساپدیدارشناسی در پژوهش‌های موردی فناورانه می‌توان ارائه نمود؟؛ دوم، چه انتقاداتی بر پساپدیدارشناسی در پژوهش‌های موردی فناورانه می‌توان وارد ساخت؟ برای دستیابی به این اهدف از روش‌های تحلیل مفهومی به صورت «تفسیر مفهوم» و «ارزیابی ساختار مفهومی» استفاده شده است. یافته‌های پژوهش در ارتباط با پرسش نخست نشان می‌دهد پساپدیدارشناسی ناشی از تفوق عمل بر نظر در تاریخ تفلسف به وجود آمده و همین سبب تأملات نظری در باب فناوری شده است. این رویکرد با آثار آیدی در فلسفه آغاز و با مطالعات موردی فناوری‌های نو در آثار فربیک، روزنبرگر و دیگر شارحان در حال گسترش است. مهم‌ترین مفاهیم توسعه‌یافته در این سنت فلسفی شامل هستی‌شناسی رابطه‌ای، التفات واسطه‌ای، روابط تکنیکی، التفات فناورانه، شفافیت، روش تغییر، چندگانگی، تغییر استراتژی است. یافته‌های پژوهش در خصوص پرسش دوم بیانگر آن است که از مهم‌ترین نقدهای وارد بر این دیدگاه می‌توان به ضعف نظریه اخلاق پساپدیدارشناسانه در تبیین برخی مسائل، ناتوانی در تشخیص پایداری غالب در ایده چندگانگی، محدود شدن به روابط خاص و مادی‌گرایی فناورانه، و عدم توجه به اختیار انسان در انتخاب وساطت فناورانه اشاره کرد.
کلیدواژ‌ه‌ها: تحلیل، نقد، پساپدیدارشناسی، پژوهش‌های موردی، فناوری.
 


 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
68
شماره صفحه: 
133

ابطال گرايي در بوته نقد / محمّد شجاعي شكوري

ابطال گرايي در بوته نقد

محمّد شجاعي شكوري

چكيده

در مكتب ابطال گرايي، رابطه ميان نظريات و حقايق نه از نوع ايجابي، بلكه سلبي است؛ يعني با دانستن ابطال هاي متعددي كه به دست آورده ايم، مي دانيم جهان بدان گونه كه قبلا مي انديشيديم، عمل نمي كند و آنها باطل شده است. در مكتب «ابطال گرايي»، ابطال ها و سلب ها اصل هستند و تأييدها نقش فرعي ايفا مي كنند. نقش ايجابي نظريه را مي توان چنين بيان داشت كه نظريه جديد واجد تأييداتي است كه در نظريه سابق نبوده است. بنابراين، در ابطال گرايي، نمي توان ادعاي تطابق كامل يك نظريه با واقعيت را داشت، بلكه مي توان گفت: نظريات علمي به تدريج، به حقيقت نزديك تر مي شوند. از آن رو كه هر نظريه لاحق فاقد ابطال هاي سابق است، نظريه لاحق از اين بابت كه تعدادي از ابطال ها و اشتباه هاي نظريه سابق را ندارد، كامل تر و به حقيقت نزديك تر شده است.

كليدواژه ها: ابطال گرايي، نظريه سابق، نظريه لاحق، واقع نمايي دور، نقد، گزاره هاي حسّي، كارل پوپر.

سال انتشار: 
4
شماره مجله: 
14
شماره صفحه: 
147
محتوای تغذیه