سعادت

برهاني بودن ماهیت دانش‌های حکمت عملي

محمدعلی نوری / سطح چهار حوزه علميه قم    meshkat1009@gmail.com
دريافت: 21/02/99                  پذيرش: 15/07/99
چکيده
حکمت عملی به دنبال شناخت حقایق برآمده از اراده انسان که در مسیر سعادت وی هستند و نیز عمل به این حقایق است. این حکمت در شمار دانش‌های برهانی جای دارد؛ چراکه فعل ارادی انسان که موضوع حکمت عملی است، از حقایقی شمرده می‌شود که سعادت یا شقاوت انسان را در پی دارد و بنابراین بررسی ویژگی‌ها و آثار آن با روش برهانی و یقینی انجام می‌گیرد. باور حکما به برهانی بودن ماهیت دانش‌های حکمت عملی نیز گواه این دلیل است. البته برخی حکما به برهانی بودن حکمت عملی تصریح نکرده‌اند، ولی با لحاظ اینکه آنان حکمت عملی را یک دانش فلسفی دانسته‌اند، می‌توان پذیرفت که در نگاه آنان حکمت عملی یک دانش برهانی است. در برابر این دیدگاه، کسانی مانند محقق اصفهانی بر این باورند که گزاره‌های مطرح در حکمت عملی برهانی و یقینی نیستند و این گزاره‌ها در شمار گزاره‌های مشهوری قرار دارند. این سخن پذیرفتنی نیست؛ زیرا نه از پشتوانه دلیل متقن برخوردار است و نه با سخنان حکما سازگار است.
کلیدواژه‌ها: حکمت عملی، دانش برهانی، دانش فلسفی، حقایق وجودی عملی، سعادت، قضایای یقینی.

 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
70
شماره صفحه: 
61

علم‏گرايي انسان‏محور كانت

علم‏گرايي انسان‏محور كانت

و تأثيرات آن بر نظريه اخلاقي و ديني او

قدرت‏اللّه قرباني416

چكيده

نگرش كانت به علم، به ويژه علم تجربي و پيشرفت‏هاي فزاينده آن و سپس تبيين و نقّادي مابعدالطبيعه بر اين اساس، پس از او تأثيرات گسترده‏اي داشته است كه هنوز هم ادامه دارد.

در اين فرايند، كانت معيارهاي علم يقيني را، كه متأثر از علوم تجربى‏اند، در امكان صدور حكم تأليفي، تجربي بودن، محدوديت در عرصه تجربه و مانند آن ذكر كرده و مابعدالطبيعه و دين را از حوزه يقين علمي خارج ساخته است. از سوي ديگر، كانت از ادامه‏دهندگان خط فكر انسان‏محوري (سوبژكتيويسم) در غرب است و تا حدّي آن را به اوج رسانده. در نتيجه اين امر، انسان كانتي ضمن محدود شدن در عرصه عالم پديدار، تنها خود را محور هستي و حقيقت مى‏پندارد كه با محروميت از مابعدالطبيعه عقلاني، تلاش دارد براي خود، اخلاق و دين مورد نظر را وضع نمايد. ويژگي اين اخلاق آن است كه صرفا يك اخلاق انساني و تنها در خدمت خواست‏ها و تمايلات انسان قرار دارد و از هرگونه معيار و ارزش‏هاي الهي تهي است. اين ويژگي در نگرش ديني كانت نيز تداوم مى‏يابد، تا آنجا كه او اخلاق را اساس دين دانسته و براي انسان‏ها دين اخلاقي عقلاني تهي از مبدأ الهي تجويز كرده است. اين همان انساني كردن حقايق الهي و راززدايي از هستي توسط كانت و مهم‏ترين نتيجه آن نسبى‏گرايي است.

كليدواژه‏ها: تجربه، انقلاب كوپرنيكي، اراده، تكليف، انسان‏محوري، انساني شدن، فضيلت، سعادت، دين.

سال انتشار: 
5
شماره مجله: 
19
شماره صفحه: 
245

صور خيال در ترازوى نقد از نگاه فارابى

سال هشتم، شماره چهارم، تابستان 1390، 55ـ74

ناديا مفتونى*

چكيده

فارابى اگرچه به نحو مدوّن و معنون وارد مسئله نقد خيال نشده است، امّا با عرضه اين مسئله بر آثار وى مى‏توان به نتايجى دست يافت. مسئله نقد خيال متعلّق به گستره فلسفه هنر مى باشد و اين‏گونه طرّاحى مسئله و تلاش براى حلّ آن، گامى در جهت توسعه فلسفه هنر اسلامى يا فلسفه هنر حكماى مسلمان است و از اهميت راهبردى در تحليل و نقد آثار هنرى برخوردار مى باشد. فارابى در نقد خيال با ملاك‏هاى صدق و كذب، زيبايى و زشتى، و خوبى و بدى داراى ديدگاه است و سرانجام همه اين ملاك‏ها را در ترازوى سعادت ارزيابى مى‏كند. البته مفهوم صدق و كذب معطوف به صور خيال با صدق و كذبِ ناظر به قضيه و خبر تفاوت اساسى دارد. داور و حكم‏كننده در مقام سنجش خيال با ملاك‏هاى زيبايى و سعادت، تنها قوّه ناطقه است و قواى خيالى صلاحيت اين داورى را ندارند.

كليدواژه‏ها: فارابى، صور خيال، صدق و كذب، زيبايى و زشتى، خوبى و بدى، سعادت، فلسفه هنر.

سال انتشار: 
8
شماره مجله: 
32
شماره صفحه: 
55
محتوای تغذیه