ادراك

نقش وهم در خطاهاي ادراكي از ديدگاه صدرالمتألهين

سال پانزدهم، شماره اول، پياپي 57، پاييز 1396

جواد رضائي / دانشجوي دكتري كلام اسلامي دانشگاه قم                                             rezaijavad84@gmail.com

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
57
شماره صفحه: 
23

علم و ادراك و نحوه تشكيل آن

سال ششم، شماره دوم، زمستان 1387، 131ـ163

غلامرضا فدايي[203]

چكيده

اين مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عيني و واقعي و با قبول اينكه اشيا در فرديت خويش داراي تشخّص و تعيّن هستند و به عنوان اموري خارجي قلمداد مي‏شوند، و همچنين با قبول اينكه آنچه ما ادراك مي‏كنيم هماني است كه در خارج وجود دارد، به تبيين مراحل ادراك و ايجاد علم مي‏پردازد. اين مقاله شناخت واقعيت را متشكّل از پنج مرحله مي‏داند كه دو مرحله اول آن فارغ از هرگونه توصيف شناخت‏شناسي (معرفت) است و مقدّم بر تلاش ذهن براي استخدام كلمات و صفات براي توصيف ويژگي‏هاي نوعي واقعيات است. در واقع، آن چيزي كه در اولين برخوردهاي انسان با جهان مطرح مي‏شود صِرف موجوديت شي‏ء (پديده) و اين‏هماني آنچه با علم حضوري ادراك شده با واقعيت خارجي است. حضور اوليه موجودات خارجي در نزد نفس، همانند زماني است كه انسان هنوز زباني را جز زبان اشاره نياموخته است؛ ولي قطعا واقعيت خارجي را مي‏شناسد. در مرحله بعد، نام‏گذاري و سپس طبقه‏بندي براي سهولتِ بازيابي مطرح مي‏شود. زبان و منطق، در اين مرحله جاي مي‏گيرند.

 

كليدواژه‏ها: ادراك، علم، حضور، انطباع، تصور، هستي‏شناختي، معرفت، شناخت‏شناسي.

سال انتشار: 
6
شماره مجله: 
22
شماره صفحه: 
131

تبيين وجودى و معرفتى حسّ مشترك در فلسفه اسلامى

سال هشتم، شماره دوم، زمستان 1389، 71ـ93

احمد بهشتى*

محمّد نجاتى**

چكيده

در حيطه علم‏النفس فلسفه اسلامى، حسّ مشترك به عنوان قوّه‏اى ادراكى مطرح شده است كه مفاهيم حسّى، مفاهيم جعلى، و مفاهيم شهودى را ادراك مى‏كند. اين مقاله، در دو حوزه وجودشناختى و معرفت‏شناختى، به بررسى حسّ مشترك پرداخته است. فلاسفه مسلمان از دوره ابن‏سينا با طرح مسئله وحدت نفس و تنزّل وجودى قواى نفس به حوزه مفهوم و اسم، به نوعى تقليل‏گرايى وجودشناختى در باب حسّ مشترك جهت مى‏يابند. در بستر معرفت‏شناختى، در اين مقاله، ابتدا ادراكات حسّ مشترك به لحاظ حصولى و حضورى بودن بررسى، و سپس با طرح مسئله نماى مطابقت در حكمت سينوى، نگاه ويژه ابن‏سينا به اين مسئله تبيين شده است. در نهايت، با طرح نظريه حركت جوهرى از ديد ابن‏سينا (و اقتران با نگاه معرفتى ويژه‏اى كه ابن‏سينا به حسّ مشترك دارد)، چالش فقدان محوريت اطلاقى معرفت از ديدگاه وى تاحدودى مرتفع شده است. حاصل اين اقتران، گونه‏اى از معرفت‏شناسى خواهد بود كه معرفت‏شناسى تشكيكى ناميده شده است.

كليدواژه‏ها: حسّ مشترك، احساس، ادراك، تقليل‏گرايى، حركت جوهرى، معرفت تشكيكى.

سال انتشار: 
8
شماره مجله: 
30
شماره صفحه: 
71

تحليل پديدار شناسي هگل: ابعاد و تأثير آن در آموزش و پرورش/ علي فلّاح رفيع

پديدارشناسي هگل: ابعاد و تأثير آن در آموزش و پرورش

علي فلّاح رفيع

چكيده

در بين فليسوفان باختر زمين هگل از معدود كساني است كه به موضوعاتي كاملاً بكر و نوظهور پرداخت و پيشگام در طرح برخي مباحث جنجال برانگيز در حوزه تفكر فلسفي شد. طرح بحث پديدارشناسي روح از زمرة اين مباحث بود. فهم دقيق فلسفة هگل بدون فهم پديدارشناسي روح ميسّر نخواهد بود. گويي با پديدارشناسي روح، فصل نويني در تاريخ فلسفه غرب آغاز گرديده و شناسايي از حد تنگ‌نظري كانتي گذر نموده، قلمرو ديگري را فراروي انسان مي‌گشايد.

پديدارشناسي روح در دو حوزة هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي ابعاد گوناگون اجتماعي، فردي، اخلاقي، تاريخي، آموزشي، تربيتي و حتي عرفاني دارد كه هر يك از اين ابعاد قابل تأمل و درنگ عقلاني است.

در اين مقاله ضمن اشاره به جايگاه پديدارشناسي روح در كل نظام فلسفي هگل، سير تكاملي روح از حوزة يقين حسي، ادراك، فاهمه، خودآگاهي تا عقل مورد بررسي قرار گرفته، آنگاه با تأمل بر بحث پرجاذبه «خواجه» و «بنده» به نقش تربيتي و آموزشي پديدارشناسي روح پرداخته شده است. از همين سكوي معرفتي است كه هگل به تفسير فلسفي اديان الهي همچون يهوديت و مسيحيت پرداخته و روح نامتناهي را با روح متناهي در سير تكاملي بر يك جايگاه مي‌بيند و آنگاه با تصور روح مطلق تلاش مي‌كند تا به انگاره خود، نظام فلسفي خويش را بر كرسي اثبات بنشاند.

كليد واژه‌ها

ادراك، ايدژه، پديدارشناسي روح، خودآگاهي، فاهمه، عقل و روح مطلق، يقين حسي، هگل.

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
5
شماره صفحه: 
109

حقيقت ادراك و مراحل آن در فلسفة ملاصدرا/ آيت‌الله محسن اراكي

حقيقت ادراك و مراحل آن در فلسفه ملاّصدرا

محسن اراكي

چكيده

مبحث ادراك و معرفت از مسائل بسيار مهم فلسفي است كه بخش قابل توجهي از مباحث فلسفه اسلامي، به ويژه فلسفه ملاّصدرا را به خود اختصاص داده است. در اين بررسي كوتاه، نظريه ملاّصدرا را در زمينه حقيقت ادراك و مراحل آن، به گونه‌‌اي مختصر و روشن بيان مي‌‌كنيم:

به همين منظور، نخست به مقدّمه‌‌اي كوتاه پيرامون تاريخچه مبحث معرفت در فلسفه اسلامي پرداخته، سپس بحث را در سه بخش پي مي‌‌گيريم:

1. اشاره‌‌اي به نوآوري‌‌هاي ملاّصدرا در فلسفه معرفت؛
2. حقيقت ادراك در فلسفه ملاّصدرا؛
3. مراحل و مراتب ادراك در فلسفه ملاّصدرا.

كليد واژه‌‌ها

ادراك، معرفت، حقيقت، ادراك حسي، ادراك خيالي، ادراك عقلي، ملاصدرا، فلسفه معرفت

سال انتشار: 
1
شماره مجله: 
4
شماره صفحه: 
79

نگاهى به «نفس» و «ذهن» و نقش آنها در ادراك / غلامرضا فدائى

سال هفتم، شماره دوم، زمستان 1388، 41ـ70

نگاهى به «نفس» و «ذهن» و نقش آنها در ادراك

غلامرضا فدائى1

چكيده

در مقاله حاضر، از اهميت علم و ادراك سخن مى‏رود و بر نقش نفس و ذهن در اين زمينه تأكيدمى‏شود. با اينكه نفس شريف‏ترين عنصر ذاتى و واقعيتِ وجودى انسان است، امّا به نظر مى‏رسدقدر آن مجهول مانده است. نفس نه تنها با قلب و عقل، بلكه گاه با ذهن نيز مترادف گرفته مى‏شود.ادّعاى نگارنده اين مقاله آن است كه اهميت نفس از ذهن بيشتر است و در واقع، بين آن دو، رابطهعموم و خصوص مطلق وجود دارد. با در نظر گرفتن نقش ارزنده نفس، مى‏توان گفت كه: «علم»حضور معلوم و يا اعيان خارجى در نزد نفس است. هم‏زمان، ذهن انعكاسات اعيان خارجى رادريافت و ثبت مى‏كند و موجود ذهنى را تشكيل مى‏دهد كه اين موجود به نوبه خود، در حضورنفس قرار مى‏گيرد و ادراك مى‏شود. بنابراين، نفس با اشراف بر اعيان خارجى از يك‏طرف و بااشراف بر موجود ذهنى از طرف ديگر ـ هم‏زمان ـ دو كاركرد دارد و موجود عينى و ذهنى را ادراكمى‏كند. بديهى است كه موجود ذهنى برگرفته از موجود خارجى، و موجود خارجى نيز قائم به خودو مستقل از ذهن آدمى است. حكم، به مثابه عمل نفسانى، در تأييد اعيان خارجى و نيز انعكاساتذهنى نقش دارد.

كليدواژه‏ها: علم، ادراك، هستى‏شناسى، فعل، كيف، جُدَه و ملك، حضور، نفس، ذهن.

سال انتشار: 
7
شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
41
محتوای تغذیه