نفس

بررسی انتقادی نظریه وحدت‌انگاری دوساحتی صدرایی با تکیه بر مفاد آیات و روایات

محمدتقی یوسفی / دانشيار گروه فلسفه دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام    yosofi@bou.ac.ir
دريافت: 06/09/98                  پذيرش: 25/06/99
چکيده
بحث وحدت‌انگاری یا دوانگاری نفس و بدن مورد توجه اندیشمندان بوده و هست. صدرالمتألهين با اینکه برای نفس به دو ساحت قائل است، ولی بر وحدت نفس و بدن تأکید می‌ورزد؛ البته نه به این معنا که دو جوهر مستقل با یکدیگر متحد شوند، بلکه نفس انسانی، موجود دارای مراتبی است که به لحاظ مرتبه نازله‌اش، بدن و به لحاظ مراتب عالیه‌اش نفس است. براین‌اساس نظریه ایشان را می‌توان نظریه وحدت‌انگاری دوساحتی نامید. این در حالی است که مفاد آیات و روایات را نمی‌توان آن‌گونه که موردنظر صدرا است با دیدگاه وی سازگار دانست؛ زیرا آیات دال بر آفرینش انسان از مبدئی مادی و به صورت تدریجی هرچند در نظر ابتدایی با نظریه وی سازگار است، ولی اثبات دلالت آن بر این معنا مشکل است. در مقابل آیات و روایات فراوانی وجود دارد که بر دوگانگی نفس و بدن صراحت دارند.
کلیدواژه‌ها: نفس، بدن، روح، وحدت‌انگاری دوساحتی، دوگانگی نفس و بدن.
 


 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
69
شماره صفحه: 
59

صورت‎بندي و ارزيابي استدلال كانت بر نفي «امكان شناخت نظري نفس»

سال پانزدهم، شماره چهارم، پياپي 60، تابستان 1397

احمد حمداللهی اسکویی / استادیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان    ac.hamdollahi@azaruniv.ac.ir
مسعود امید / دانشيار دانشگاه تبریز    masoud_omid1345@yahoo.com
دريافت: 18/9/96                  پذيرش: 9/3/97
چکیده
با توجه به آرا و دیدگاه‎های کانت، استدلال وی بر عدمِ «امکان شناخت نفس از طریق نظری» را می‌توان این‎گونه صورت‎بندی کرد: «1. کثرات شهود حسی از نفس («من» اندیشنده) داده نمی‌شود؛ 2. هر چیزی که کثرات شهود حسی از آن داده نشود، شناخت‌ناپذیر خواهد بود؛ نتیجه: نفس شناخت‎ناپذیر است». این استدلال از نظر صوری معتبر است و اگر نفس را به عنوان من اندیشنده یک امر صرفاً استعلایی و غیرتجربی بدانیم، نتیجه آن، البته صرفاً در محدوده معنای کانتی از شناخت، به طور مطلق صادق و معتبر خواهد بود؛ اما ابهام و ناسازگاری موجود در دیدگاه کانت درباره نفس یا من، نتیجه استدلال او را حتی در محدوده معنای کانتی از شناخت، مخدوش و نامعتبر می‌سازد.
کلیدواژه‌ها: کانت، شناخت، شهود، فاهمه، نفس، امکان شناخت نفس، امکان مابعدالطبیعه.


 

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
60
شماره صفحه: 
103

تقدم نفس بر بدن از ديدگاه ابن‌سينا، شيخ اشراق و صدرالمتألهين

سال پانزدهم، شماره سوم، پياپي 59، بهار 1397

محمدعلی شریفی / کارشناس ارشد فلسفه مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره      m.sharifi115@mailfa.com
محمد فنایی اشکوری / استاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره     Fanaei.ir@ymail.com
دريافت: 11/03/96                  پذيرش: 25/10/96

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
59
شماره صفحه: 
5

رهيافت تطبيقي به ماده‌انگاري نفس در كلام اسلامي و فيزيكاليسم در فلسفه ذهن

سال پانزدهم، شماره دوم، پياپي 58، زمستان 1396

مصطفي عزيزي علويجه / استاديار گروه فلسفه جامعة‌المصطفی العالمیه                                M.azizi56@ yahoo.com

دريافت: 30/5/95                  پذيرش: 2/3/96

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
58
شماره صفحه: 
85

پيامدهاى اخلاقى ـ تربيتى نظريه حدوث جسمانى و حركت جوهرى نفس

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى تابستان 1394

محمد عباس زاده جهرمى / استاديار دانشگاه جهرم                                   m_abas12@yahoo.com

عسكر ديرباز / دانشيار دانشگاه قم                                             a.dirbaz5597@gmail.com

دريافت: 20/8/93               پذيرش: 12/4/94

 

چكيده

حركت جوهرى و حدوث جسمانى نفس از جمله اصول مهم حكمت متعاليه است كه پذيرش يا رد آنها پيامدها و عواقب گوناگونى در پايش مسير فلسفى يا اخلاقى به همراه خواهد داشت. در اين مقاله به برخى از لوازم و پيامدهاى اخلاق ـ تربيتى اين دو نظريه پرداخته شده كه عبارت اند از: تأثير افعال و رفتار در ملكات اخلاقى، نقش نيت در تكامل و رشد انسان، اثر معاش در معاد، جسمانيه الحدوث و روحانيه البقا بودن اخلاق، نوع الانواع نبودن انسان، تبديل علم، حيات و قدرت از محمول بالضميمه به نحوه وجود، پيوند طبيعت و ماوراى طبيعت، تبيين دقيق نظام آفرينش و ارتباط آن با خدا، كنار نهادن كبر و انانيت.

 

كليدواژه ها: حركت جوهرى، نفس، حدوث جسمانى، حكمت متعاليه، اخلاق تربيتى.


سال انتشار: 
12
شماره مجله: 
48
شماره صفحه: 
125

بررسى تطبيقى ـ انتقادى اتحاد نفس با عقل فعالدر فلسفه اسلامى

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى پاييز 1393

مهدى عبداللّهى[1]

چكيده

عقل فعال افزون بر اينكه علت فاعلى و مدبر جهان مادى است، به منزله مخزن صورت هاى عقلى، آنها را به نفس انسانى افاضه مى كند. فيلسوفان مشائى و اشراقى به پيروى از ابن سينا با نفى اتحاد نفس با عقل فعال معتقد بودند دريافت صورت هاى عقلى، تنها با ارتباط نفس با عقل فعال حاصل مى شود.

     با اين حال صدرالمتألهين در دو مسئله از اتحاد نفس با عقل فعال دفاع كرده، اشكالات ابن سينا را پاسخ مى دهد. نگارنده نخست با كمك گرفتن از سخنان صدرالمتألهين اشكالات فيلسوفان پيشين بر اتحاد نفس با عقل فعال را پاسخ گفته و سپس ديدگاه وى را تبيين كرده است. نگارنده بر ديدگاه صدرالمتألهين در موضع نخست، يعنى اتحاد نفس با عقل فعال در ادراك عقلى انتقاد دارد و ادعاى اتحاد نفس با عقل فعال از ابتداى پيدايش ادراك عقلى را ناتمام مى داند. نفس تنها پس از طى مراتب اشتداد جوهرى به اتحاد با عقل فعال دست مى يابد كه همان موضع دوم مدعاى صدرالمتألهين است. مقصود از اين اتحاد نيز، استكمال ذاتى نفس و تبدل آن به عقل است. به اعتقاد نگارنده در اينجا نيز پرسشى مهم پيشاروى صدرالمتألهين است كه اگر چند نفر از انسان ها به مرتبه اتحاد با عقل فعال دست يافتند، آيا بايد معتقد به كثرت عددى عقل فعال باشيم؛ درحالى كه صدرالمتألهين معتقد است كه «هر عقلى نوع منحصر به فرد است»؟ نگارنده اين قاعده را نيز داراى اشكال مى داند.

 

كليدواژه ها: نفس، عقل فعال، عقل مستفاد، تكامل نفس انسان، اتحاد نفس با عقل فعال.



[1] استاديار مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران.       Mabd1357@gmail.com

دريافت: 14/8/92               پذيرش: 11/4/93

سال انتشار: 
12
شماره مجله: 
45
شماره صفحه: 
59

پيدايش نفس از نگاه فيلسوفان مشاء، صدرالمتألهين و استاد فياضى

فصل‏نامه‏اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى تابستان 1393

يحيى نورمحمدى نجف آبادى[1]

محمدرضا نورمحمدى نجف آبادى[2]

چكيده

ديدگاه هاى بسيارى در حدوث يا قدم و همچنين جسمانيه الحدوث يا روحانيه الحدوث بودن نفس مطرح شده است. مشائيان نفس را جوهرى مجرد مى دانند كه با حدوث بدن حادث شده و در عين حال مستقل از بدن است و تركيبش با بدن، تركيبى انضمامى است و براين اساس، با بدن ارتباطى تدبيرى و تأثير و تأثر متقابل دارند؛ اما به اعتقاد صدرالمتألهين حدوث نفس به صورت مجرد نيست، بلكه ماده در ذات و جوهريت خود اشتداد مى يابد. اين روند چنان پيش مى رود كه نفس از نظر ويژگى هاى فيزيولوژيك، علاوه بر مراتب نباتى و تجرد مثالى، يعنى مرتبه حيوانى، به جايى مى رسد كه شايستگى نفس ناطقه شدن را پيدا مى كند و به حسب آن مرتبه، تجرد عقلانى مى يابد. استاد فياضى، حدوث نفس را پيش از بدن و به صورت مجرد مى داند. نفس در جهت استكمال خود، بر بدن مسلط شده، آن را در اختيار و تحت ولايت خود مى گيرد. علاقه و محبتى كه ميان نفس و بدن برقرار مى شود، سبب تأثير و تأثر ميان آنها مى گردد. ايشان به دليل ناكارآمدى عقل در اين مسئله، براى اثبات و تبيين ديدگاه خود، بيشتر بر ظهورات نقل تكيه مى كند.

 

كليدواژه ها: نفس، حدوث، قديم، مجرد، مادى، مشاء، حكمت متعاليه، استاد فياضى.




[1] دانشجوى دكترى حكمت متعاليه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.  normohamadi2531@anjomedu.ir

[2] استاديار دانشگاه علوم پزشكى شهركرد.

دريافت: 11/6/92               پذيرش: 25/1/93

 

سال انتشار: 
11
شماره مجله: 
4
شماره صفحه: 
71

قوه خيال و ادراك خيالى از ديدگاه ابن سينا و سهروردى

 سال يازدهم، شماره دوم، زمستان 1392، 27ـ48

ميثم رزمگير
سيدمحمد انتظام

چكيده

قوه خيال در بين ساير قواى ادراكى چه نقش و وظيفه اى بر عهده دارد؟ آيا ادراك خيالى امرى مادى و مربوط به عالم محسوسات است يا امرى است مجرد؟ ابن سينا و سهروردى قوه خيال را به منزله يكى از قواى باطنى معرفى مى كنند و نيز خيال را يكى از مراحل ادراك مى دانند. در اين مقاله نخست مبانى جهان شناسانه و سپس مبانى نفس شناسانه ابن سينا را بيان مى كنيم. ابن سينا با مشرب مشائى به بحث قوه خيال مى پردازد. وى قوه خيال را قوه اى مى داند كه صورت هاى موجود در حس مشترك را در خود نگاه مى دارد و در جريان ادراك خيالى، خيال را به عالم حس محدود مى كند. سپس مبانى جهان شناسانه و نفس شناسانه شيخ اشراق را بيان مى كنيم. سهروردى نيز با مشرب اشراقى به بحث قوه خيال مى پردازد. وى همانند ابن‌سينا قوه خيال را مادى مى داند، اما در جريان ادراك خيالى، نظريه ابن سينا را نمى پذيرد و صورت هاى مشاهده شده در قوه خيال را صورى مى داند كه در قوه خيال ظهور يافته اند. به نظر او يك عالم داريم غير از عالم ماده كه اصل همه چيز آنجاست و در جريان ادراك خيالى صور موجود در آن عالم در قوه خيال ظهور مى يابند. او اين عالم را عالم مثال (صور معلقه) مى نامد. در قسمت پايانى مقاله نيز به اشتراك ها و اختلاف هاى دو فيلسوف مى پردازيم.

كليدواژه ها: قوه خيال، ادراك خيالى، عالم مثال، مجرد، مادى، نفس، قواى باطنى، عالم ماده.

 


*  كارشناس ارشد فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه مفيد.                                      Razmgir.meysam@yahoo.com
**  استاديار دانشگاه مفيد.
دريافت: 15/4/92               پذيرش: 25/12/92
 

سال انتشار: 
11
شماره مجله: 
42
شماره صفحه: 
27
محتوای تغذیه