عبدالرسول عبوديت

اصل عليت

سال هفدهم، شماره اول، پياپي 65، پاييز 1398

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
65
شماره صفحه: 
11

رابطه جوهر و عرض

سال يازدهم، شماره اول، پاييز 1392، 11ـ38

عبدالرسول عبوديت1

چكيده

در كتاب هاى فلسفى، در مبحث مقولات، درباره انواع جواهر و اعراض، فراوان بحث شده است، اما درباره رابطه عرض و جوهرى كه موضوع آن است بحث مستقلى وجود ندارد و فقط در مواضع متعددى، به طور متفرق، در ضمن بيان مطالب ديگر، اشاره وار از آن سخن به ميان آمده است. اين بحث، هم دچار اشكالات و تعارضاتى است هم در آن اختلاف نظر هست. به اين جهت، در اين مقاله، مستقلاً به آن پرداخته شده است. پس از مقدمه ديدگاه هاى متفاوتى درباره رابطه عرض و جوهر مطرح شده؛ سپس مشكلات هريك از ديدگاه ها بررسى شده است و سرانجام با ارائه راه حل و مقايسه ضمنى آنها زمينه براى اين نتيجه فراهم شده است كه در مقام تعيين معيارى براى عرض، انفكاك پذيرى عرض از جوهر جايگزين مغايرت وجودى آنها شود.

كليدواژه ها: جوهر، عرض، موضوع، حلول، معقول ثانى فلسفى، مقدار، كيفيت استعدادى، اضافه.

سال انتشار: 
11
شماره مجله: 
41
شماره صفحه: 
11

تطابق عوالم

تطابق عوالم

عبدالرسول عبوديت

چكيده

مبحث تطابق عوالم در حكمت متعاليه، متأثر از مبحث حضرات خمس در عرفان نظري است. در اين مقاله، ابتدا وجود خاص (يا فرد) ماهيت و وجود جمعي آن توضيح داده مي‌‌شوند و سپس بر اساس تشكيك در ماهيتْ افراد طولي ماهيت و بر اساس تشكيك در وجودْ وجودات طولي ماهيت تصوير مي‌‌شوند. هم افراد طولي ماهيت، كه به نظريه مثل افلاطوني مي‌‌انجامند، و هم وجودات طولي ماهيت، هر دو، به نحوي نظريه تطابق عوالم را تبيين مي‌‌كنند امّا با توجه به مقبول نبودن تشكيك در ماهيت، در حقيقت، وجودات طولي ماهيت‌‌اند كه توجيه‌‌گر تطابق عوالم‌‌اند. در پايان مقاله، به قاعده «كل ما هو أشدّ وجودا، فهو اشدّ احاطة للمعاني و الماهيات» كه بر وجودات طولي ماهيت متفرع است، و قاعده «بسيط الحقيقة كل الاشياء»، كه حالت خاصي از قاعده اول است، و سپس به تتميم مسئله «ماهيت نداشتن واجب بالذات»، كه نتيجه قاعده اخير است، اشاره مي‌‌شود.

كليد واژه‌‌ها

ماهيت، حقيقت، بسيط الحقيقة، واجب بالذات

سال انتشار: 
1
شماره مجله: 
3
شماره صفحه: 
88

بررسي انديشه رخنه پوش لاهوتي / عبدالرسول عبوديت

بررسي انديشه رخنه پوش لاهوتي

عبدالرسول عبوديت

چكيده

انديشه ساعت ساز لاهوتي يا خداي ساعت ساز، تصويري نادرست از خدا است كه از ديرباز كم و بيش در ذهن بشر وجود داشته است و در دو سده اخير، به دنبال نظريات جديد علمي، رواج يافته است. در پنجمين شماره همين نشريه، اين انديشه بررسي شد و نشان داده شد كه استدلالي كه به چنين نتيجه اي منجر شده، از نوع تمثيل و منطقاً عقيم است و بنابراين، نتيجه اي كه از آن گرفته شده است عقلا قابل قبول نيست. در ادامه و در تكميل نقد انديشه ساعت ساز لاهوتي، در اين مقاله به بررسي انديشه رخنه پوش لاهوتي پرداخته ايم. در اين بررسي ابتدا رخنه پوش لاهوتي را تصوير كرده، سپس ويژگي هاي آن را برشمرده ايم و هر يك را نقد كرده ايم. در حقيقت، بررسي انديشه رخنه پوش لاهوتي تكميل بررسي انديشه ساعت ساز لاهوتي است. از اين رو، خوانندگان گرامي را پيش از مطالعه اين مقاله به مطالعه «تحليل و بررسي انديشه ساعت ساز لاهوتي» ارجاع مي دهيم.1

كليدواژه ها: خداي رخنه پوش، رخنه هاي طبيعت، فرضيه، توصيفگر.

سال انتشار: 
4
شماره مجله: 
14
شماره صفحه: 
81

تحليل و بررسي انديشة ساعت ساز لاهوتي

تحليل و بررسي انديشه ساعت ساز لاهوتي

عبدالرسول عبوديت

چكيده

انديشه ساعت ساز لاهوتي يا خداي ساعت ساز تصوير ي نادرست از خدا است كه از ديرباز كم و بيش در ذهن بشر وجود داشته‌ است و در دو سدة اخير، به دنبال نظريات جديد علمي، رواج يافته‌ است. در اين مقاله اين انديشه بررسي مي‌شود. بدين منظور، ابتدا ساعت ساز لاهوتي تصوير شده است و سپس با توضيح دقيق استدلالي كه به چنين تصويري منجر شده و تحليل آن و بررسي مقدمات آن نشان داده شده است كه اين استدلال، كه از نوع تمثيل است منطقاً عقيم است و به اصطلاح قياسي است مع الفارق و بنابراين نتيجه‌اي كه از آن گرفته شده است عقلاً قابل قبول نيست.

كليد واژه‌ها

ساعت‌ساز لاهوتي، حركت جوهري، صورت و ماده، فاعل، معدّ، خدا.

سال انتشار: 
2
شماره مجله: 
5
شماره صفحه: 
31

چگونگى تركيب مادّه و صورت از نگاه صدرالمتألّهين

سال هفتم، شماره اول، پاييز 1388، 11ـ 35

چگونگى تركيب مادّه و صورت از نگاه صدرالمتألّهين

مرتضى رضايى
عبدالرسول عبوديت

چكيده

ارسطو، مبدع نظريه تركيب انضمامى اجسام از مادّه و صورت، و همفكران وى ادّعا مى‌كنند: اجسام فراورده تركيب دو جوهر جدا از هم مى‌باشند. ايشان براى اثبات مدّعاى خويش، دو برهانِ «قوّه و فعل» و «وصل و فصل» را به دست مى‌دهند. اشراقيان، به رهبرى شيخ اشراق، با اعتراف به وجود خاصيت بالقوّگى در اجسام، منكر وجود جوهرى جدا به نام «مادّه» در ازاى اين خاصيت هستند و به تعبيرى، تركيب انضمامى مادّه و صورت را نمى‌پذيرند. صدرالمتألّهين نيز علاوه بر نفى تركيب انضمامى، بر اساس حركت اشتدادى در جوهر، ديدگاه منحصر به فردى را عرضه مى‌كند كه نظريه «تركيب اتحادى مادّه و صورت» ناميده مى‌شود. وى گذشته از اثبات مدّعاى خود، به اشكالات وارد بر اين نظريه نيز پاسخ مى‌دهد.

كليدواژه‌ها : مادّه، صورت، تركيب انضمامى، تركيب اتحادى، صدرالمتألّهين، شيخ اشراق.

سال انتشار: 
7
شماره مجله: 
25
شماره صفحه: 
11

اصالت وجود/ عبدالرسول عبوديت

اصالت وجود

عبدالرسول عبوديت

چكيده

اين مقاله به طرح مسئله اصالت وجود مي‌‌پردازد امّا، برخلاف معهود، با توضيح اصطلاحات شروع نشده است، بلكه در ضمن ديالوگي فلسفي، و بدون استفاده از اصطلاحات، هم معناي «اصالت وجود و اعتباريت ماهيت» و هم دليل صحت آن شرح داده شده است به طوري كه اگر خواننده خود را به جاي مخاطب قرار دهد و به اقتضاي متن، ابتدا جوابگو و سپس اشكال‌‌كننده و پرسشگر باشد، به راحتي مي‌‌تواند عمق مطلب را دريابد. در هر صورت، براي تكميل بحث، پس از اتمام ديالوگ، مسئله با زبان اصطلاح نيز تبيين شده است. بدين منظور، ابتدا اصطلاحات لازم؛ مانند «ماهيت»، «موجود»، «بالعرض»، «بالذات»، «اعتباري» و «اصيل»؛ توضيح داده شده و در پي، صورت مسئله تقرير شده است و بالاخره با بيان فرق‌‌هاي اصالت وجود و اصالت ماهيت و توضيح پيامدهاي بحث، مقاله پايان يافته است.

كليد واژه‌‌ها

ماهيت، موجود، بالعرض، بالذات، اعتباري، اصيل

سال انتشار: 
1
شماره مجله: 
2
شماره صفحه: 
206

آيا فلسفة اسلامي داريم؟/ عبدالرسول عبوديت

آيا فلسفه اسلامي داريم؟
عبدالرسول عبوديت
چكيده

اين‌‌كه عنوان (فلسفه اسلامي) صرفا يك نام است يا توصيفي است حقيقي، مسئله‌‌اي است در خور بحث. در اين مقاله، ابتدا مجموعه‌‌اي كه تحت اين عنوان شناخته مي‌‌شود معرفي مي‌‌گردد و سپس نشان داده مي‌‌شود كه عنوان مذكور صرفا نام اين مجموعه نيست، بلكه توصيف حقيقي آن است؛ يعني، مجموعه مذكور هم حقيقتا فلسفه است و هم حقيقتا اسلامي. بدين منظور، دو نوع نقش براي آموزه‌‌هاي ديني در فلسفه فرض مي‌‌شود، كه يك نوع با ماهيت فلسفي فلسفه سازگار نيست و نوع ديگر سازگار است. در مرحله بعد، با تشريح نقش اخير دين در فلسفه، براي دين حداقل چهار نحو تأثير سازگار در فلسفه تصوير مي‌‌شود. در نهايت، نشان داده مي‌‌شود كه دين اسلام در فلسفه مورد بحث چنين تأثيراتي داشته است، پس فلسفه مذكور حقيقتا اسلامي است.
كليد واژه‌‌ها

فلسفه، اسلام، فلسفه اسلامي

سال انتشار: 
1
شماره مجله: 
1
شماره صفحه: 
42
محتوای تغذیه