تقليل‏گرايى

تبيين وجودى و معرفتى حسّ مشترك در فلسفه اسلامى

سال هشتم، شماره دوم، زمستان 1389، 71ـ93

احمد بهشتى*

محمّد نجاتى**

چكيده

در حيطه علم‏النفس فلسفه اسلامى، حسّ مشترك به عنوان قوّه‏اى ادراكى مطرح شده است كه مفاهيم حسّى، مفاهيم جعلى، و مفاهيم شهودى را ادراك مى‏كند. اين مقاله، در دو حوزه وجودشناختى و معرفت‏شناختى، به بررسى حسّ مشترك پرداخته است. فلاسفه مسلمان از دوره ابن‏سينا با طرح مسئله وحدت نفس و تنزّل وجودى قواى نفس به حوزه مفهوم و اسم، به نوعى تقليل‏گرايى وجودشناختى در باب حسّ مشترك جهت مى‏يابند. در بستر معرفت‏شناختى، در اين مقاله، ابتدا ادراكات حسّ مشترك به لحاظ حصولى و حضورى بودن بررسى، و سپس با طرح مسئله نماى مطابقت در حكمت سينوى، نگاه ويژه ابن‏سينا به اين مسئله تبيين شده است. در نهايت، با طرح نظريه حركت جوهرى از ديد ابن‏سينا (و اقتران با نگاه معرفتى ويژه‏اى كه ابن‏سينا به حسّ مشترك دارد)، چالش فقدان محوريت اطلاقى معرفت از ديدگاه وى تاحدودى مرتفع شده است. حاصل اين اقتران، گونه‏اى از معرفت‏شناسى خواهد بود كه معرفت‏شناسى تشكيكى ناميده شده است.

كليدواژه‏ها: حسّ مشترك، احساس، ادراك، تقليل‏گرايى، حركت جوهرى، معرفت تشكيكى.

سال انتشار: 
8
شماره مجله: 
30
شماره صفحه: 
71
محتوای تغذیه