بررسي روش فراتاريخي ايزوتسو در مطالعات تطبيقي

رضا گندمي نصرآبادي / دانشيار دانشگاه تهران    rgandomi@ut.ac.ir

چکيده

پروفسور توشي هيکو ايزوتسو فيلسوف،زبان شناس،شرق شناس وقرآن پژوه چندين اثر تطبيقي از خود برجا گذاشته است.او از معدود متفکراني بود که علاوه بر تطبيق فلسفه ها به فلسفه تطبيق و مباحث روش شناسي در مطالعات تطبيقي نيز نظر داشت و به درستي و با بينشي عميق به اين نکته توجه پيدا کرد که مهم ترين و اصلي ترين علت ناکامي تلاش هاي تطبيقي دوران اخير فقر روش شناختي در انجام چنين مطالعاتي بوده است.در اين مقاله بر آنيم تا علاوه بر ارائه توصيفي از روش تطبيقي پيشنهادي ايشان،کاستي ها و نقاط قوت احتمالي آن را بيان کنيم.ايزوتسو با روش فراتاريخي تلاش کرده بر اين مشکل فائق آيد.دو مشکل ديگر هم بر سر راه تطبيق وجود دارد که بايد قبل از  مشکل پيش گفته مطرح گردد.يکي مشکل زبان و ديگري مشکل تکثر فلسفه هاي شرقي است که اولي با فراگفتگو يا همدلي وجودي و دومي از طريق دستيابي به فرافلسفه فلسفه هاي شرقي قابل حل است.ايزوتسو در فرايند تطبيق فلسفه هاي شرقي با فلسفه هاي غربي در پاره اي از موارد براي کشف مفاهيم کليدي و کانوني فلسفه هاي شرقي و نيل به يک فرافلسفه فلسفه هاي شرقي به روش سمنتيکي روي آورده است.ارتباط روش فراتاريخي با روش سمنتيکي در زماني مبتني بر تاريخ از جمله موضوعاتي است که بايد بدان پرداخت.

 

كليدواژه‌ها: ايزوتسو، فلسفه تطبيقي، روش فراتاريخي، فراگفتگو، فرافلسفه.